{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین قراری که با هم گذاشتیم

آخرین قراری که با هم گذاشتیم
این بود:
دیگر سر راه هم
"سبز" نشویم
دیروز زیر باران
اتفاقی به هم برخوردیم

سبزتر از همیشه دیدمت

اما من همچنان
پای قولم هستم
چرا که بعد از رفتنت
خشکیدم
دیدگاه ها (۳)

دلم تنگ است دلم میسوزد از باغی که میسوزد نه بیداری ، نه دی...

در بهشت سرگردانم،چندی است که در گلزارهای طبیعت مطبوع و مرغز...

گاه دلم میگیرد گاه زندگی سخت میشود گاه تنها ، تنهایی ارامش م...

کاش ساده نبودم...کاش....!!!

پارت دهم | نزدیک‌تر از همیشهقلب لیانا محکم به سینه‌اش می‌کوب...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت پنجاهم | پایان 𓆪 🖤🥀اسما مدت زیادی به صفحه‌ی ...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

میبخشی پارت ۳

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

پارت شش

پارت اول: باران بعد از نیمه‌شبباران از عصر شروع شده بود و حا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط