{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لوارو مونرو ماتادور معروف اسپانيايى

لوارو مونرو ماتادور معروف اسپانيايى

وقتی فهميد كه حيوان نمى خواهد با او بجنگد،

در گوشه ای ازمیدان نشست و شروع به گریستن کرد

او فهمید این حیوان با چشمان اشکبارش « صلح » را جستجو می کند.

به نگاه معصوم این حیوان نگاه کنید، گاهی شعور یک حیوان بیشتر ازما انسانهاست...
دیدگاه ها (۱)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "27""ویو نویسنده مامی"فقط ...

P : 27

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

فیک جونگکوک

رمان دختر خاص ات تقریباً خوابش برده بود. چشماش نیمه‌باز بود،...

پارت ۹۰ | «فاصله‌ای که از یک سوءتفاهم شروع شد...»سه روز بعد....

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط