{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کیا یادشونه که آخر سال تحصیلی دفتر خاطراتمون رو میدادیم ب

کیا یادشونه که آخر سال تحصیلی دفتر خاطراتمون رو میدادیم به همکلاسیها تا برامون خاطره بنویسن
و این شعرها هم صد در هزار توشون بود:
"از عشق تو مستم زدم لامپ و شکستم"
آخرشم یه قلب بود که یه تیر ازش رد شده و داره ازش خون میچکه...
دیدگاه ها (۳)

زنها اختراعهای بزرگی نکرده اند اما مخترعان بزرگی پرورانده ا...

بوی گل سوسن ویاسمن اید.......

یه موقعی توی مراسم عقد سکه هدیه میدادن، بعد شد نیم سکه، بعد ...

هنگام اعطای مدال توسط شاه به تختی: هرچه دوستش به او گفت: غلا...

(باکوگو دوستت دارم)پارت۷ پارت آخر از زبان باکوگو:من تا نامه ...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

p:⁴⁸

پارت اول خلافکار من:ویو مینی : اه دوباره یه قتل دیگه ؟ طرف ه...

پارت ۱۷ ویو ا.ت:

داستانی غمگین از جونگ کوک_ Different end

خیلی نازه⬇ 👈 ❤ 👉 متن آهنگ قلاده مهرابتو هیچی نفهمیدی از این ...

#پارت_۱۴۶ #آخرین_تکه_قلبم به قلم #izeinabii نیما:انگشتره خیل...

آرمی ، استی ، بلینک ، دایو ، اگه واقعا ایدلتون رو دوست دارید این متن رو تا آخر بخونید و پخش کنید ممنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط