{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در انحنای تنهایی خویش…

در انحنای تنهایی خویش…

بین ماندن و رفتن… بین بودن و نبودن…

بین نیاز و استغنا… بین خاموشی و فریاد…

رفتن را برمی گزینی.

حسی گنگ و نامفهوم با معنایی

به وسعت اندوه تو را در بر می گیرد

و بغضی خاموش گلویت را می فشارد. میشکنی

میشکنی و از مرور خاطره ها خیس می شوی.

خوب می دانی که از خستگی حرف های بر دل مانده مچاله خواهی شد

ولی می روی و سکوت پیشه می کنی و آنقدر غرق در این سکوت می شوی که می خواهی

سکوتت را فریاد کنی، با تمام وجودت فریاد کنی ولی می دانی آری خوب میدانی که سکوت را

نمی توان فریاد زد. و ای کاش کسی معنای این سکوت را می فهمید…
دیدگاه ها (۴)

دوستای عزیزم اینا عکس جدید اواتارمه نظرتون چیه

دوستای عزیزم اینا عکس جدید اواتارمه نظرتون چیه

اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنمباور نمیکن...

گاهی باید یاد گرفت که همیشه دلی برایت میتپد، ماندگار نیستب...

my snow ❄#my_snowPT 36اونا دوباره شروع به زدن هم میکنن . ات ...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

پارت ۳۱ — «فرمانی که نام یورا را داشت»یورا چند ثانیه به یونگ...

در انحنای تنهایی خویش… بین ماندن و رفتن… بین بودن و نبودن… ب...

گاهی وقتها نوشتن برایت سخت ترین کار دنیا می شودبا اینکه هنوز...

گاهی وقتها نوشتن برایت سخت ترین کار دنیا می شودبا اینکه هنوز...

صاعقه:بیدار شوبیدار شو زن درونمتو زاده نشدیکه هم اغوش مردی ش...

... .سکوت. ...به توخیره شده ام...تنها به تو...و تو چه سرد مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط