{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نام خدا سلام ... لبیک یا حسین ... 54 قدم تا محرم مانده

به نام خدا سلام ... لبیک یا حسین ... 54 قدم تا محرم مانده ...


ای تجلی صفات همه‌ی برترها
چه‌قدر سخت بود رفتن پیغمبرها

قد من خم شده تا خوش قد و بالا شده‌ای
چون که عشق پدران نیست کم از مادرها

پسرم! می‌روی اما پدری هم داری
نظری گاه بیندار به پشت سرها

سر راهت پسرم تا در آن خیمه برو
شاید آرام بگیرند کمی خواهرها

بهتر این است که بالای سر اسماعیل
همه باشند و نباشند فقط هاجرها

مادرت نیست اگر، مادر سقا هم نیست
عمه‌ات هست به جای همه‌ی مادرها

حال که آب ندارند برای لب تو
بهتر این است که غارت شود انگشترها

زودتر از همه‌ آماده شدی، یعنی که:
«آن‌چنان خسته نگشته است تن لشگرها

آن‌چنان کهنه نگشته است سم مرکب‌ها
آنچنان کند نگشته است لب خنجرها»

چه کنم با تو و این ریخت و پاشی که شده
چه کنم با تو و با بردن این پیکرها

آیه‌ات بخش شده، آینه‌ات پخش شده
علیِ اکبر من شد علیِ اکبرها

گیرم از یک طرفی نیز بلندت کردم
بر زمین باز بماند طرف دیگرها

با عبای نبوی کار کمی راحت شد
ورنه سخت است تکان دادن پیغمبرها
دیدگاه ها (۴)

... لبیک یا حسین ... 54 قدم تا محرم مانده ... نماد: ولایت ...

به نام خدا سلام ... لبیک یا حسین ... 53 قدم تا محرم مانده .....

لبیک یا حسین ... 55 قدم تا محرم مانده ... دل را اگر از ...

به نام خدا سلام ... لبیک یا حسین ... 55 قدم تا محرم مانده .....

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

مردی در ساحل...[پارت سوم]صبح روز بعد...ات از خواب بیدار شد.ا...

007- دختری بی نام - پارت هفتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط