{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همخونه اجباری...

همخونه اجباری...
پارت 121

"ویو پارک دوین"

صبح...

شرکت مثل همیشه شلوغ بود.

من و ملیس داشتیم روی پروژه کار می‌کردیم که یهو صدای همهمه‌ی لابی بلند شد.

یکی از کارمندها با هیجان گفت:

_«اون خودشه...»

_«باورم نمی‌شه برگشته!»

اخم کردم.

+«کی؟»

ملیس هم از پشت مانیتورش سر بلند کرد.

_«نمی‌دونم.»

همون موقع...

در آسانسور باز شد.

یه دختر قدبلند با کت کرم‌رنگ و موهای بلند مشکی وارد شد.

اعتمادبه‌نفس عجیبی داشت.

همه بهش سلام می‌کردن.

اون هم فقط لبخند می‌زد.

مستقیم...

به سمت اتاق جونگ کوک رفت.
دیدگاه ها (۱۶)

همخونه اجباری... پارت 122"ویو جئون جونگ کوک"داشتم گزارش‌ها ر...

همخونه اجباری... پارت 123"ویو پارک دوین"نتونستم طاقت بیارم.آ...

همخونه اجباری... پارت 120."ویو پارک دوین"از اتاق رئیس بیرون ...

همخونه اجباری.. پارت 119."ویو جئون جونگ کوک"هنوز فضای اتاق ب...

همخونه اجباری... پارت ۱۳۸«ویو جئون جونگ‌کوک»از اول مراسم...ه...

همخونه اجباری... پارت 129"ویو پارک دوین"داشتم پرونده‌ها رو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط