{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تلویزیون را خاموش کن!

تلویزیون را خاموش کن!
از جنگ که می گویند
چهارستون تنم می ریزد
برادر کوچکم
سربازی نرفته
و خانه پدری ام
به مرزها نزدیک است #آرزو_نوری
دیدگاه ها (۲)

تاجخرداد 95عکس: آرزو نوری

#پلیس خرداد 95 عکس از #آرزو_نوری

واقعیت های دروغین پارت ده در گوشهٔ سرد و ساکتِ قصر شمال، اِم...

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :دقت شود که مقصود از نز...

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها. (بخش اول)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 23ساعت ۱۲ شب شد.تهیونگ، ات و کانگ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

#سه_و_سه_دقیقه𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ویو لیلی ___بعد از کافه…همه رفتیم سمت...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط