{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساسم را به دار آويختم ‌

احساسم را به دار آويختم ‌
منطقم را به گلوله بستم ‌
لعنت به هر دو
كه عمري بازي ام دادند ‌
دگر بس است ‌
ميخواهم كمي به چشمانم اعتماد كنم ‌ ‌
دیدگاه ها (۱)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

پارت ۲ ویو ا.ت با چشمای عصبی تو چشمام زل زده بود جیهوپ : این...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

لبخند قاتلپارت³⁵ویو سلینتمام شب فقط به اون دو پیام فکر می‌کر...

شاهکاری به نام دروغ

پارت 1چشمانم را گشادم اھہ چرا فاز کتابی گرفتم بلند شدم ی نود...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت نهم: پژواکِ سکوتِ سردسالنِ ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط