{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت ۱۹

دیانا: چقدر خوشگله همون مدلی رفتم جلوی پسری که یک روز نبود باهاش آشنا شده بودم و ذوق فراوان تشکر کردم

ارسلان: با یه لحن ناز ازم تشکر کرد

دیانا: من هر وقت خیلی خوشحال میشدم همچیم تغییر میکرد مخصوصا لحنم که هرکی رو جذب خودش میکرد و این لحن کنترلش دست خودم نبود یک بار دیگه ازش تشکر کردم مرسی ارسلان تو خیلی مهربونی

ارسلان: دلم قنج رفت
دیدگاه ها (۱۲)

رمان زیبا تر از الماس پارت ۲۰دیانا:یه لبخند کوچولو زدم و پرو...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۲۱دیانا:در اتاق و باز کردم که با ...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۸ارسلان: خیلی خوشگله اگه دوسش دا...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۷دیانا: آروم صبحانه و خوردم رفتم...

Novel panleo ♡ #part⁵⁵ ♡『 leoreza 』با کرختی چشمام رو باز کرد...

چندپارتی: وقتی باهاش قهر بودی و...pt²چشمامو باز کردم...سرمو ...

★عاشق آیدلت میشی و... p²گفتم:" واقعا ممنونم... من خیلی وقته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط