رمان زیبا تر از الماس
رمان زیبا تر از الماس
پارت ۲۰
دیانا:یه لبخند کوچولو زدم و پرواز کردم سمت
اتاق لباسمو عوض کردم
ارسلان: چه دختر بچه ساده ای با این چیزای
کوچولو یه جوری خوشحال میشه که انگار
دنیا رو بهش دادن به سمت اتاق رفتم
داشتم در اتاق و باز میکردم که یهو زنگ
خونه خورد
پارت ۲۰
دیانا:یه لبخند کوچولو زدم و پرواز کردم سمت
اتاق لباسمو عوض کردم
ارسلان: چه دختر بچه ساده ای با این چیزای
کوچولو یه جوری خوشحال میشه که انگار
دنیا رو بهش دادن به سمت اتاق رفتم
داشتم در اتاق و باز میکردم که یهو زنگ
خونه خورد
- ۵.۷k
- ۰۵ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط