{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P19
ساعت ۱۱:۴۸ شب.
دخترک داشت آرایش میکرد.
ساده و شیک.
لباس مشکی بدون زرق و برق.
ولی پارچه اش انعکاس نور می بلعه.
ساعت نزدیک یک بامداد میشد.
نصف شب ها سئول زیباتره.
شلوغ بودن کلاب ها از بیرون راحت میشد تشخیص داد.
موسیقی بلند،تند.
هوا سنگین بود.
بوی عطر گرون،الکل،دود سیگار و حس های کنترل نشدنی.
جلوی جیزل لیوان کریستالیه.
نوشیدنی داخلش رنگ کهربایی داره.
وقتی میچرخوند صدای برخورد یخ به لیوان شنیده میشد.
انگار نوشیدنی به رقص آمده بود.
چهیونگ کنارش نشست.
جیزل:اومدی
چهیونگ لبخند زد.
دختر به گارسون نگاهی گذرا کرد.
جیزل:دوتا لیوان ویسکی لطفا
با چشماش همه جا رو نگاه میکرد.
چشمش به سونگ هی افتاد.
تک خنده ای کرد.
لیوان چهیونگ به لیوانم خورد.
کمی نوشیدم.
با دقت به سونگ هی نگاه میکرد.
تمام رفتاراش زیر نظر داشت.
با کی میرفت.
با کی میومد.
چه چیزی میخورد.
فقط بهش نگاه میکرد.
بدنش صاف،پاهاش جمع جور.
انگشت هایش روی لبه لیوان درحال ضربه زدن بود.
نه عصبی، نه ناراحت،فقط مست بود.
درحال فکر کردنه.
اینکه چطوری سونگ هی رو نابود کنه.
میخواست هرکسی که باعث یادآوری گذشته اش میشد نابود کنه.
حتی اگه به ضرر خودش تموم شه.
دیدگاه ها (۳)

P20با کابوس بدی از خواب پرید.نفس نفس میزد.انگار میخواستن تو ...

P21چهیونگ دست دخترک گرفت.چهیونگ:پاشو بریمدختر بلخره بلند شد....

P18موج ها بی وقفه خودشونو می زدن به ساحل.نه آروم، نه خشن یه ...

P17مدتی توی آغوش هم بودند.نفس های دختر منظم شده بود.موهای دخ...

P15صبح با صدای زنگ گوشی بیدار شد.لباسشو پوشید.به هیونجین که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط