پدر خوانده فصل دو
P¹⁴
هه جیو:ولی عشق باعث میشه که دلیلی واسه زندگی داشته باشی.
کانگ سو:فلسفه عشق چیزی نیس که به دردمون بخوره ول کنین باوا
+حالا من چه غلطی بکنممممم؟!
هه جیو:ول کن یادش میره!
کانگ سو: آره بابا ولش .
سومی:بچه ها استاد امروز نمیاد به جاش یه استاد خوشتیپ و باحال اومده!
(سومی یکی از همکلاسی های ات هس)
(ات و دوستاش آروم حرف میزنن و دختره نمیشنوه)
+چه ذوقی میکنه!
هه جیو:آخه از دماغ فیل افتاده کی تورو میگیره ؟
کانگ سو:شرط میبندم دستمو بزنم به صورتش تا آرنج میره داخل از بس که مالیده به خودش!
+ولش کنین اونو اه!
کانگ سو:خب بابا چرا وحشی میشی؟!
+درد !!
هه جیو:مرض !!
+خفه شین دا!!
استاد اومد و بچه هاهم ساکت شدن
استاد:سلامم
بچه های کلاس:سلام استاد.
استاد:روزتون بخیر
بچه ها: روز شما هم بخیر
استاد:من قراره به جای معلم قبلیتون بیام متاسفانه ایشون طی یه حادثه حالشون بد شده و از مدرسه خارج شدن .
صدای زمزمه بچه ها بلند شد
استاد:آروم باشین اتفاق خاصی براشون نیافتاده !
بچه ها:آها
استاد:از این به بعد من معلم ریاضی تون هستم اسمم گو آرو هست عزیزان امیدوارم سال خوبی داشته باشیم باهم
معلم مهربونیه ازش خوشم میاد!
استاد:عزیزان من امروز کمی دیر کردم وقت حضور غیاب ندارم کسی هست از دوستاتون که نیومده باشه
می سو:نه استاد!
۵۰مین بعد.....
داشتم تمرین های روی تخته رو مینوشتم که باز بینیم شروع به خونریزی کرد دستمو سریع جلوش گرفتم و دستمو بلند کردم !
+استاد!
استاد:اوه برو سرویس سریع!!
ادامه دارد........
لایک و کامنت یادتون نره عشقام💜💫
روح نباشین و لایک کنین و کامنت بزارین🔮⚜
هه جیو:ولی عشق باعث میشه که دلیلی واسه زندگی داشته باشی.
کانگ سو:فلسفه عشق چیزی نیس که به دردمون بخوره ول کنین باوا
+حالا من چه غلطی بکنممممم؟!
هه جیو:ول کن یادش میره!
کانگ سو: آره بابا ولش .
سومی:بچه ها استاد امروز نمیاد به جاش یه استاد خوشتیپ و باحال اومده!
(سومی یکی از همکلاسی های ات هس)
(ات و دوستاش آروم حرف میزنن و دختره نمیشنوه)
+چه ذوقی میکنه!
هه جیو:آخه از دماغ فیل افتاده کی تورو میگیره ؟
کانگ سو:شرط میبندم دستمو بزنم به صورتش تا آرنج میره داخل از بس که مالیده به خودش!
+ولش کنین اونو اه!
کانگ سو:خب بابا چرا وحشی میشی؟!
+درد !!
هه جیو:مرض !!
+خفه شین دا!!
استاد اومد و بچه هاهم ساکت شدن
استاد:سلامم
بچه های کلاس:سلام استاد.
استاد:روزتون بخیر
بچه ها: روز شما هم بخیر
استاد:من قراره به جای معلم قبلیتون بیام متاسفانه ایشون طی یه حادثه حالشون بد شده و از مدرسه خارج شدن .
صدای زمزمه بچه ها بلند شد
استاد:آروم باشین اتفاق خاصی براشون نیافتاده !
بچه ها:آها
استاد:از این به بعد من معلم ریاضی تون هستم اسمم گو آرو هست عزیزان امیدوارم سال خوبی داشته باشیم باهم
معلم مهربونیه ازش خوشم میاد!
استاد:عزیزان من امروز کمی دیر کردم وقت حضور غیاب ندارم کسی هست از دوستاتون که نیومده باشه
می سو:نه استاد!
۵۰مین بعد.....
داشتم تمرین های روی تخته رو مینوشتم که باز بینیم شروع به خونریزی کرد دستمو سریع جلوش گرفتم و دستمو بلند کردم !
+استاد!
استاد:اوه برو سرویس سریع!!
ادامه دارد........
لایک و کامنت یادتون نره عشقام💜💫
روح نباشین و لایک کنین و کامنت بزارین🔮⚜
- ۴۵۸
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط