.
P4
چند روز بعد از قتلی که انجام شد.
صدای پاشنه های کفشش توی سالن باشکوه رقص میپیچید.
سالن پر از آدم های ثروتمند؛ لوستر های کریستالی بزرگ.
میز های بلند با خوراکی های ریز.
هوایی با عطرهای گرون و سنگین.
مهمان ها میخندیدن.
برای اولین بار، بینشون کسی حضور داشت که هم دلیل ثروت و قدرت خیلی ها بود و هم میتونست دلیل بدبختیشون بشه.
برای جونگکوک سالن سنگین بود.
عطرها، نورها، حرفها.
سولآه راهی حیاط شد.
به درختی کنار فواره تکیه داد.
سیگاری باریک میان لباش گذاشت.
سولآه:فندک داری؟
از جیب کت فندکی دراورد به طرفش گرفت سیگار روشن شد.
جونگکوک:بوی عطرت..آشناس همون روز توی قتل یون جی
سولآه:شما شبیه کاراگاه ها حرف میزنید من به پلیس هر چیزی که میدونستم رو گفتم
دود سفید نرم بالا میرفت.
جونگکوک:ولی نگفتید که باهاتون سر جایگاه مزایده کننده رقابت داشت
نگاهی گذرا کرد.
سولآه:من هیچوقت اون رو رقیب خودم ندونستم
جونگکوک:موندم چقدر حقوق میگیرید؟ حس میکنم یه رقم معمولی راضیتون نمیکنه
پوزخند میزنه.
سولآه:مزایدهکننده هیچ تفاوتی با یک کارمند معمولی نداره
به دخترک نزدیک تر میشه.
جونگکوک:سخته نه؟ برای کارمند معمولی مثل شما که با مشتری های پولدار سر و کار داره و حتما باید لباسای گرون و ماشین گرون داشته باشه
دخترک لبخند میزنه.
سولآه:این چیزیه که اکثر مردم فکر میکنن میتونی خودت قضاوت کنی
به چشماش نگاه کرد.
سولآه:اگه صحبتت تموم شد باید برم داخل
چند قدم جلو رفت با گرفته شدن دستش وایستاد.
جونگکوک:یون سونگجه
در ایستگاه پلیس همه چی بهم ریخته اس.
همه دارن تلاش میکنن که ببین شب حادثه قتل بود یا خودکشی.
تماسی گرفته شد.
گونگ جویونگ:افسر پلیس بفرمایید لطفا
از پشت خط تا چند ثانیه صدایی نمی اومد بعد چند ثانیه صحبت کرد.
~زنی که توی royal auction مرد خودکشی نکرده به قتل رسیده
گونگ جویونگ:شما شاهد بودید؟
تلفن قطع شد.
شماره رو داخل دفتر وارد کرد.
جونگکوک به دخترک خیره شده.
جونگکوک:یک رستوران دار و بیزینسمن موفق ده روز پیش قایقی تفریحیش از رود خونه منحرف میشه و کشته میشه شما دو نفر فامیل بودید؟
سولآه:نامزدم بود
جونگکوک:شما نتونستید دیه رو دریافت کنید ولی ۲۰۰ میلیون حق بیمه به حساب آقای یون عودت داده شده
دخترک خندید.
سولآه:الان فرض گذاشتید که رسیده به من؟ شما فکر میکنی من نامزدم و بخاطر ۲۰۰ میلیون وون کشتم؟ بهم بگید اون حادثه چه ارتباطی به مرگ خانم کیم داره؟
چند قدم نزدیک میشه.
نفسای سولآه به جونگکوک میخورد.
جونگکوک:بوش رو حس میکنم بوی کسی که جون آدمها رو با پول معامله میکنه
چند روز بعد از قتلی که انجام شد.
صدای پاشنه های کفشش توی سالن باشکوه رقص میپیچید.
سالن پر از آدم های ثروتمند؛ لوستر های کریستالی بزرگ.
میز های بلند با خوراکی های ریز.
هوایی با عطرهای گرون و سنگین.
مهمان ها میخندیدن.
برای اولین بار، بینشون کسی حضور داشت که هم دلیل ثروت و قدرت خیلی ها بود و هم میتونست دلیل بدبختیشون بشه.
برای جونگکوک سالن سنگین بود.
عطرها، نورها، حرفها.
سولآه راهی حیاط شد.
به درختی کنار فواره تکیه داد.
سیگاری باریک میان لباش گذاشت.
سولآه:فندک داری؟
از جیب کت فندکی دراورد به طرفش گرفت سیگار روشن شد.
جونگکوک:بوی عطرت..آشناس همون روز توی قتل یون جی
سولآه:شما شبیه کاراگاه ها حرف میزنید من به پلیس هر چیزی که میدونستم رو گفتم
دود سفید نرم بالا میرفت.
جونگکوک:ولی نگفتید که باهاتون سر جایگاه مزایده کننده رقابت داشت
نگاهی گذرا کرد.
سولآه:من هیچوقت اون رو رقیب خودم ندونستم
جونگکوک:موندم چقدر حقوق میگیرید؟ حس میکنم یه رقم معمولی راضیتون نمیکنه
پوزخند میزنه.
سولآه:مزایدهکننده هیچ تفاوتی با یک کارمند معمولی نداره
به دخترک نزدیک تر میشه.
جونگکوک:سخته نه؟ برای کارمند معمولی مثل شما که با مشتری های پولدار سر و کار داره و حتما باید لباسای گرون و ماشین گرون داشته باشه
دخترک لبخند میزنه.
سولآه:این چیزیه که اکثر مردم فکر میکنن میتونی خودت قضاوت کنی
به چشماش نگاه کرد.
سولآه:اگه صحبتت تموم شد باید برم داخل
چند قدم جلو رفت با گرفته شدن دستش وایستاد.
جونگکوک:یون سونگجه
در ایستگاه پلیس همه چی بهم ریخته اس.
همه دارن تلاش میکنن که ببین شب حادثه قتل بود یا خودکشی.
تماسی گرفته شد.
گونگ جویونگ:افسر پلیس بفرمایید لطفا
از پشت خط تا چند ثانیه صدایی نمی اومد بعد چند ثانیه صحبت کرد.
~زنی که توی royal auction مرد خودکشی نکرده به قتل رسیده
گونگ جویونگ:شما شاهد بودید؟
تلفن قطع شد.
شماره رو داخل دفتر وارد کرد.
جونگکوک به دخترک خیره شده.
جونگکوک:یک رستوران دار و بیزینسمن موفق ده روز پیش قایقی تفریحیش از رود خونه منحرف میشه و کشته میشه شما دو نفر فامیل بودید؟
سولآه:نامزدم بود
جونگکوک:شما نتونستید دیه رو دریافت کنید ولی ۲۰۰ میلیون حق بیمه به حساب آقای یون عودت داده شده
دخترک خندید.
سولآه:الان فرض گذاشتید که رسیده به من؟ شما فکر میکنی من نامزدم و بخاطر ۲۰۰ میلیون وون کشتم؟ بهم بگید اون حادثه چه ارتباطی به مرگ خانم کیم داره؟
چند قدم نزدیک میشه.
نفسای سولآه به جونگکوک میخورد.
جونگکوک:بوش رو حس میکنم بوی کسی که جون آدمها رو با پول معامله میکنه
- ۳۶۳
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط