{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

POV:

POV:

مرده:"آخه به تو چه یارو برو اون طرف من زودتر گرفتمش"
مرد دستش رو سمت دراز کرد که اون مرد سیاه پوشش دستش رو گرفت و فشار داد که مرده از درد فریاد بلندی کشید و دم گوشش چیزی گفت و بعد اون که مثل بادریگاردش بود آمد دست مرده رو گرفت و با خودش کشیدو اون مرد سیاه پوشش دست تو رو گرفت و به سمت خروجی بار با خودش کشید و وقتی دیدی داره تو رو به سمت ماشینش میبره دست رو از دستش کشیدی و بابت کاری که برات توی بار کرد تشکر کردی و خواستی بری که نگاهت به پسرای چند قدمی بار خورد و اون مرد سیاه پوش دستت رو گرفت و تو رو توی ماشین انداخت و خودش هم پشت فرمون نشست و حرکت کرد
خیلی تقلا و اون ماسکش رو برداشت و دیدی که دوست پسر دوره دانشگاه که از وقتی از هم جدا شدید همیش بهت پیام میده و بهت گفت:
"دیگه راهی برای فرار از دستم رو نداری عزیزم فکر کردی میزارم بدنت رو مال خودش کنه"

نویسنده:به به اکست میاد دنبالت واااوووو://
نظرتون؟
دیدگاه ها (۱۷)

فیک جونگکوک:اتاق۳۱۱part¹⁸ویو چه مینرئیس به هر دومون مرخصی دا...

POV:شب اجرات توی بارهبرای اینکه بتونی خرجی خودت و مادرت که ت...

POV:زنگ استراحت خورده بود و همه بچه ها برای خوردن ناهار رفتن...

بالاخره پارت دادمممم

رمان پارت ۲ عشق مخفیانه جونگ کوک زدی زیر گریه که راننده شروع...

ترس شیرین pt 21 الان واقعا یه انگشت جلوش بود ،چرا جلو در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط