{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P24
1سالُ نیم بعد.....
نصف شب ها سئول زیباتره. و محله گانگنام شلوغ تر. ولی بار معروف گانگنام که صاحب اصلیش جی یونه هیچ وقت اجازه شلوغ شدنش رو نمیده.
هوای داخل *The Alley Bar* نیمه‌تاریکه. نور زرد گرم، از لامپ‌های باریک بالای بار می‌ریزه پایین و روی سطح براق چوبی خط‌های طلایی می‌کشه. موسیقی جز آروم پخش می‌شه؛ یه ساکسفون که انگار داره حرف‌های نزدهٔ آدم‌ها رو می‌ناله.
جلوی جی‌یون یک لیوان کریستالیه.
نوشیدنی داخلش رنگ کهربایی عمیقی داره، از همون‌هایی که معمولاً فقط پشت شیشهٔ قفل‌دار نگه می‌دارن. چون زیادی گرون و خاصاً یخ‌ها نصفه آب شدن؛ یعنی مدت‌هاست نوشیدنی داخل لیوانه و فقط بهش نگاه کرده. جی‌یون روی صندلی نشسته، بدنش صاف، پاهاش جمع‌وجور، انگشت‌هاش روی لبهٔ لیوان در حال زدن ضربه‌های ریز و بی‌حوصله هست. نه مسته، نه عصبی فقط.. درحال فکر کردنه.
سرویس‌دهنده‌ها عقب‌ترن؛ این قسمت بار معمولاً برای آدم‌هایی گذاشته می‌شه که نمی‌خوان دیده بشن.
درِ ورودی باز می‌شه. و مرد قد بلندی با چهره ای مردونه و زیبا وارد می‌شه، کمی خسته، کمی آشفته. نگاهش با اولین چرخش، مستقیم جی‌یون رو پیدا می‌کنه. به سمتش میاد، با همون قدم‌های بی‌عجله‌ای که همیشه نشونهٔ اینه که خبرهایی با خودش آورده.
کنار جی‌یون می‌شینه. قبل از نشستن، ژاکت سبک مشکی‌ش رو از تن درمیاره و روی صندلی کناری، دقیق و مرتب، می‌اندازه. انگار داره حریم خودش رو می‌سازه.
جایی که نشستن همون قسمته که نوشیدنی‌ها سرو می‌شه؛ یعنی همه عبور می‌کنن، اما هیچ‌کس نمی‌ایسته. مناسب آدم‌هایی که نباید به چشم بیان اما حرف‌های سنگین می‌زنن.
مرد هنوز کامل ننشسته که جی‌یون بدون نگاه کردن بهش می‌گه:
جی‌یون:به کجا رسیدی؟
مرد نفسش رو بیرون می‌ده، انگار منتظر همین سؤال بوده.
×: به همون قسمت شرقی پرونده. پروژهٔ حمایت از کشاورزا که فقط اسمش قشنگه(آروم لبخند می‌زنه، یکی از اون لبخندهایی که خستگی پشتش پیدا می‌شه)ولی پشتش یه قبرستونِ حسابداری خوابیده.
جی‌یون لیوانش رو آهسته تکون می‌ده صدای یخ سکوت کوتاه بینشون رو میشکنه.
جی‌یون:رقم‌ها بالا بود؟
×:به طرز مسخره‌ای. از پنجاه میلیارد، سه میلیارد خرج شده. اون هم بیشترش نه برای کشاورزا… برای تأیید گزارش‌ها، رشوهٔ رسانه‌ها، و چندتا سفر خارجی کوچک و بی‌اهمیت(کمی خم می‌شه جلو) بقیه‌اش تو سه مسیر رفته، بنیاد خیریهٔ خانوادهٔ هوانگ، شرکت ساختمانی خانوادهٔ چوی، و یه حساب ناشناس که، خب… فکر می‌کنم با خود خانوادهٔ باِک یا کانگ در ارتباطه.
جی‌یون مکث می‌کنه؛ نه از تعجب، از محاسبه.
جی‌یون:اسامی رو درآوردی؟
مرد سرش رو کج می‌کنه، انگار مطمئن نیست باید لبخند بزند یا نه.
×:دو تا اسم محکم. مدیر پروژه یعنی جئون و حسابدار ارشد که پسرشه. هر دوشون سمت‌هایی داشتن که بدون اجازهٔ مستقیم یکی از خانواده‌ها نمی‌تونستن حتی یک صفر اضافه کنن.
جی‌یون:مدارک چقدر محکمه؟
×:به اندازهٔ کافی که اگه یکی از خانواده‌ها دشمن خانوادگی داشته باشه، بتونه از همین فردا جنازهٔ سه نسلش رو بسازه. ولی برای افشاگری عمومی؟ نه، هنوز زوده.
جی‌یون آروم سرش رو تکون میده.
مرد لیوان خودش رو سفارش میده، و نگاهش رو از جی‌یون نمی‌گیره.
وقتی نوشیدنی‌اش می‌رسه، قبل از اینکه جرعه‌ای بخوره، با همان لبخند نیمه‌مسخره، نیمه‌تلخ میگه:
×:راستی… ازدواج با اون پیرمرد چطور می‌گذره؟
جی‌یون بهش نگاه می‌کنه.
نگاه نه عصبانیه، نه عجول فقط خالیه. همون نگاه معروف خالی و خطرناک.
جی‌یون:مرد خوبیه… حداقل توی یک زندگی مشترک(نفس کوتاهی می‌کشه)همش کادو می‌خره. به هر بهونه‌ای می‌برتم بیرون.
مواظبمه. زیادی عاشقم شده... کم کم دارم خسته میشم.
مرد خندهش روپنهان نمی‌کنه.
×:اگه لی‌ اِت بودی… نه پِک جی‌ یون…باهاش می‌موندی تا آخر؟
جی‌یون چند ثانیه فقط نگاهش می‌کنه. نه جواب میده، نه می‌خنده. فقط نگاه.
بعد آروم، با صدایی که انگار از ته یک زخم قدیمی میاد:
جی‌یون:شاید… اما حالا که جی‌یونم، فقط باید به فکر انتقام باشم.نه؟
مرد جرعه‌ای از لیوانش می‌نوشه، با لبخند کم‌رنگ:
×:آره… دقیقاً.
مرد همین‌طور که لیوانش رو روی میز میزاره، ادامه می‌ده:
×: و اون سهامدار اصلی که فکر می‌کردیم فقط یه مهره‌ست، در واقع مغز متفکر پشت انتقال پول‌ها بوده. اون مردی که هیچ‌وقت توی هیچ عکس و جلسه‌ای نیست… کسی که ظاهراً فقط امضا می‌کنه و همه چیز رو درست می‌کنه…
حرفش رو با شنیدن صدای زنگ تماس جی‌یون قطع میکنه تیز و ناگهانی، مرد که فوراً ساکت شده هم خوب قوانین جی یون رو بلده و میدونه سر پیچی از قوانینی که جی یون نوشته عواقب خوبی نداره نگاهش به سمت جی‌یون میره؛ نگاهی که هم کنجکاوی داره، هم کمی نگرانی.

ادامش در کامنت
دیدگاه ها (۱۱)

P25جی‌یون بدون معطلی، کت پالتوی مشکیش رو روی شونش میندازه و ...

p26دقایقی گذشته که بدون حرف کنار هم راه میرن، فضای بینشون، س...

P23سالن افتتاحیه پر از نور سفید و شیشه و صدای آروم برخورد لی...

P22چند روز بعدآفتاب نرم صبح روی چمن‌های بی‌نقص زمین گلف خواب...

P29ساعت ۴:۱۰صبحه.کوک اروم کیلید رو تو در میچرخونه و وارد میش...

P19ساعت ۱۱:۴۸ شب.دخترک داشت آرایش میکرد.ساده و شیک.لباس مشکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط