{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مین هیوک خب بعدا خودت میفهمی

32
مین هیوک : خب ... بعدا خودت میفهمی

ات: بعد از کمی مکت جواب داد..... باشه (لبخند)

مین هیوک: خوبه... پس روز و ساعتشو بهت میگم

ات: بدون حرفی سر تکون داد و نگاهش رفت سمت جیمین که با
پوزخند بهش نگاه میکرد....... ریکشنی نشون نداد و تمرکزشو داد به
درسش

[بعد از تموم شدن کلاس]

&:عایشش زنگ بعد ورزش داریم

+:اون روز که با آقای جنون ورزش داشتیم چقدر خوش
گذشت (خنده)

_:ولی معلومه که آقای جنون میتونه به بوی فرند خوبی برای
پارتنرش بشه( با دستاش صورتشو گرفت و ذوق کرد)

جیمین: عايششش یکم خفه شید (کلافه)

ات چه خبرشونه انقدر آقای جنون آقای جنون میکنن... خوبه حالا از
اخلاقش خبر ندارن وگرنه پشیمون میشدن از حرفاشون

مین هیوک :هوم اخلاقش که خوبه... فقط کمی بد اخلاقه
ات: (خنده) اوه کمی؟

مین هیوک: مگه با تو چجوری رفتار میکند؟

ات: سریع به خودش اومده. هیچی با منم مثل بقیه (خنده ضایع) اصلا چرا بخواد با من طور دیگه رفتار کنه

مین هیوک: اینطور که حرف میزدی.... فکر کردم حتما با هم نسبتی فامیلی دارید که تو بیشتر از اخلاق و خصوصیاتش باخبری
ات: فامیل ؟ اوه نه (خنده)

ات: چندمین بعد زنگ به صدا در اومد به سمت سالن ورزش رفتیم و بعد از عوض کردن لباس با آقای جین وو شروع کردیم به ورزش کردن

ات: شروع به دویدن کردیم که پای کسی جلوی پام قرار گرفت و باعث شد خوردم زمین آخی از دهنم خارج شد و سرمو آوردم بالا و
که مین هیوک سریع به سمتم اومد

مین هیوک: هی هی خوبی؟ (نگران)
دیدگاه ها (۲۳)

33ا.ت:........مین هیوک :زانوت زخم شده آروم دستشو گذاشت رو زا...

34جيهون :حالا چیکار کردن مگه که انقدر عصبی؟ (خنده)کوک: عایشش...

31ات :با گفتن حرف جیمین کل کلاس شروع کردن به خنده کردن که می...

30کوک: آروم دستاشو ول کرد و کشید تو بغلش ودستشو تو موهاش کشی...

35[چند روز بعد]ات: بعد از پوشیدن لباسش جلوی آینه کمی میکاپ ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط