{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات

33
ا.ت:........

مین هیوک :زانوت زخم شده آروم دستشو گذاشت رو زانوش

ا.ت عای

مین هیوک :اوه ببخشید.... بزار کمکت کنم بلند شی

جين وو:ات و مین هیوک واسه چی اونجا وایسادید؟ رفت سمتشون

مین هیوک: آقای جین وو ا.ت آسیب دیده نمیتونه ادامه بده

جین وو: خوبی ا.ت؟ میخوای......

ات :نه آقای جین وو چیزی نیست حالم خوبه (آروم)

مین هیوک: آروم از زیر پاش گرفت بلندش کرد

ات: مین هیوک این چه کاریه بزارتم زمین میتونم خودم راه برم
مین هیوک:* آروم گذاشتش رو نیمکت و با خنده بهش گفت... چیه

نکنه میترسی چیز بد را جبمون فکر کنن

ات:نه خب.......

مین هیوک :من وسایل زیادی ندارم فقط به چسب زخم دارم از
جیبش در آورد

ات: اونقدر هم زخمش بزرگ نیست که بخوام شلوغ کنم (آروم)

کوک: خب میشنوم .... (جدی )

+(سرشون سرشون پایین و سکوت کردن)

کوک ㅍمن تا نفهمم دلیل این کارتون چی بود نمیزارم برید پس به نفعتونه يكيتون دهن باز کنه (جدی)

&:آقای مدیر ما فقط میخواستیم. ....... (بعض)

کوک: میخواستی چی؟! (عصبی)

جیهون آقای مدیر چطوره؟ (خنده) وارد اتاق شد

کوک: سلام (جدی)

جیهون: با تعجب بهشون نگاه کرد... چیشده؟

کوک :بیرون اتاق میمولید وقتی صداتون کردم باید دهن باز کنین همه چیو بگید فهمیدید؟
وگرنه مجبور میشم جور دیگه برخورد کنم.... (جدی)

_:بله( سرش پایین)* از اتاق خارج شدن
دیدگاه ها (۳)

34جيهون :حالا چیکار کردن مگه که انقدر عصبی؟ (خنده)کوک: عایشش...

35[چند روز بعد]ات: بعد از پوشیدن لباسش جلوی آینه کمی میکاپ ک...

32مین هیوک : خب ... بعدا خودت میفهمیات: بعد از کمی مکت جواب ...

31ات :با گفتن حرف جیمین کل کلاس شروع کردن به خنده کردن که می...

36کوک: اووو اون مین هیوک نیست؟ (تعجب) چون ایت پشت کرده بود.ن...

26[بعد از تموم شدن مدرسه ]مین هیوک: خب الان دیگه میتونیم بری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط