{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از دستم خارجه

تا همینجاشم برای این دنیا کولاک بودم؛
مثه فرشته بودم:بدخواه گفت تخم جنم؛
مثه جبرئیل بودم؛بدخواهم گفت عزرائیلم
مثه معجزه بودم؛ بدخواه میگفت تر دستم....
شاخص و خط کش بودم؛ ولی اع اع!! میگه جاکشم !
ولی؛
خارج از شوخی من :😅👈💔🖤
دیدگاه ها (۰)

دیگه دعوتم نکنید به پیجاتون سر بزنم

حواسم پرت نمیشه

سلام

تتلو سورنا

از دستم خارجه

بابایی من

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹⁰موهامو گوجه‌ای بستم و از اتاق خ...

رمان یادت باشد ۲۱۶

‍ "هدیه" طول سالن تشریح رو طی میکنم تا به اتاقک ته سالن برسم...

"وانشات کوتاه جیهوپ پارت دوم"

×قسمت سیزدهم×پارت دومچ دستام درد گرفته بودیکم جابه جا کردمشو...

تک پارتی از تهی

خدا جان، حواست با منه؟بچه که بودم مادربزرگم تو را به من معرف...

سوسن بیهوش روی تخت بود. عمر گریون رفت بالا سر سوسنو گفت _سوگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط