{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آوا.. آوا .. آوا.. چرا اخه ..؟

آوا.. آوا .. آوا.. چرا اخه ..؟
پارسال همین موقع وقتی داشتم آخرین تکه قلبم رو می نوشتم خواننده های رمانم انقدر کم بودن که به ده تا هم نمی رسیدن.. تو اولین کسی بودی که خوشت اومد و موندی و پا به پام منو همراهی کردی.. زمانی که تصادف کردی و همه ی دکترا گفتن نمیشه منو و مامانت هنوز هم امید داشتیم.. وقتی چشمتو باز کردی و هیچ چیزو یادت نمیومد اما مهربونی کردنو یادت بود..دوباره رفیق شدیم و لز نو ساختیم روباره رومانو شروع به خوندن کردی.. حالا دیگه آخرین تکه قلبم تموم شده و دارن میگن آوا ام رفته.. آوا توام رفتی؟ توام همراه شخصیت های دوست داشتنی آخرین تکه قلبم رفتی؟
باورم نمیشه.. دوس ندارم باور کنم .. اما انگار حقیقت داره.. خیلی حیف شد آوا خیلی حیف شد .. حالا دیگه شخصیت ها بدون تو رنگ و بویی ندارن.. فقط امیدوارم حالا دیگه آرامش داشته باشی و توی بغل خدا آروم بگیری♡
@ava_panahi
دیدگاه ها (۲)

آخرین باری که باهات خداحافظی کردم بهت گفتم که قول بده زود زو...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.8ا.ت:درسته کوک:......

ادامه پارت ۲۰ قسمت اول

اعتیاد من بهت.

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

نانسی رفت تو اتاق خودش و نزد زیر گریه بلکه یکم چهرش درست درم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط