{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی
Echoes of Yesterday (پژواک‌های دیروز)
Part:4
یهو خاطراتم برام مرور شد
(لونا)
امروز اجرا داشتن پس منم برای اجرا رفتم تازه شروع شده بود که نگاه جونگ کوک روم قفل شد و بعد چند مین با صدای فنای تو اجرا به خودش اومد داشت میرفت سمت دیگه که قبل رفتن بهم چشمک زد و رفت این یکم برام عجیب بود اون منو یادش نبود پس احتمالا همینطوری انجامش داد با به یاد آوردن اینکه منو یادش نیست بغض به گلوم چنگ زد اما جلوی خودمو گرفتم بعد تموم شدن اجرا حواسم نبود که همه رفتن وقتی به خودم اومدم زود بلند شدم داشتم میرفتم که

کوک:لونا

با صداش متوقف شدم ا اون مگه منو یادش نبود چطوری
برگشتم سمتش که بایه لبخند اومد سمتم و منو کشید تو بغلش

لونا:کوک تو مگه...
کوک:یادم اومد
لونا:واقعا*خوشحال
کوک:اره

منم محکم بغلش کردم

لونا:دلم برات تنگ شده بود
کوک:پرنسس کوچولوی منی
لونا:دوست دارم کوکی
کوک:من بیشتر
لونا:من بیشتر
کوک:بهتره بامن سر این موضوع بحث نکنی چون من بیشتر دوست دارم
لونا:*خنده
....پایان....
حتی اگر ذهن فراموش کند، قلب به یاد می‌آورد

ببخشید بد شد🙃
دیدگاه ها (۶)

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی )Part:5تهیونگ:از امن...

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)Part:6حرفش ترس به دل...

چند پارتی درخواستی Echoes of Yesterday (پژواک‌های دیروز)Part...

چند پارتی درخواستی Echoes of Yesterday (پژواک‌های دیروز)Part...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط