P
P15
صبح با صدای زنگ گوشی بیدار شد.
لباسشو پوشید.
به هیونجین که هنوز خواب بود نگاه کرد.
از خونه رفت بیرون سوار ماشین شد.
وقتی به شرکت رسید به منشی گفت چهیونگ به دفترش بیاد.
نشست روی صندلی.
بعد دقایقی صدای در زدن به گوشش خورد.
جیزل:بیا تو
چهیونگ به داخل اومد.
نشست روی صندلی.
چهیونگ:میبینم امروز پر انرژی هستی
دخترک لبخند میزنه.
جیزل:میشه برام یه کاری بکنی چهیونگ
چهیونگ سرشو تکون داد.
جیزل:لیست کسایی که دیشب توی کلاب بودن رو میخوام
چهیونگ:باشه ولی برای چی
دختر نگاهشو به در انداخت.
جیزل:بعدا میفهمی
دستشو زیر چانه اش گذاشت.
پوزخند زد.
توی ذهن دخترک پر از افکار بود.
چهیونگ رفت در بسته شد.
دختر توی اعماق افکارش رفته بود.
متوجه نشده بود که شب شده بود.
با مسیج به گوشی سرشو چرخوند.
پیام خواند پوزخند زد.
چهیونگ:لیست رو برات پیدا کردم
کمی ویسکی برای خودش ریخت نوشید.
وسایلش را برداشت با ماشین به خونه رفت.
چهیونگ به خونه دخترک رفت.
نشست روی مبل اسم ها را یکی یکی میخوند.
ولی با اسم یک نفر گوش جیزل سوت کشید.
سونگ هی..
جیزل:نه نه اون نمیتونه باشه
چهیونگ:مگه با سونگ هی هم کلاسی نبودی
دخترک نمی خواست باور کنه.
میخواست از حقیقت فرار کنه.
صبح با صدای زنگ گوشی بیدار شد.
لباسشو پوشید.
به هیونجین که هنوز خواب بود نگاه کرد.
از خونه رفت بیرون سوار ماشین شد.
وقتی به شرکت رسید به منشی گفت چهیونگ به دفترش بیاد.
نشست روی صندلی.
بعد دقایقی صدای در زدن به گوشش خورد.
جیزل:بیا تو
چهیونگ به داخل اومد.
نشست روی صندلی.
چهیونگ:میبینم امروز پر انرژی هستی
دخترک لبخند میزنه.
جیزل:میشه برام یه کاری بکنی چهیونگ
چهیونگ سرشو تکون داد.
جیزل:لیست کسایی که دیشب توی کلاب بودن رو میخوام
چهیونگ:باشه ولی برای چی
دختر نگاهشو به در انداخت.
جیزل:بعدا میفهمی
دستشو زیر چانه اش گذاشت.
پوزخند زد.
توی ذهن دخترک پر از افکار بود.
چهیونگ رفت در بسته شد.
دختر توی اعماق افکارش رفته بود.
متوجه نشده بود که شب شده بود.
با مسیج به گوشی سرشو چرخوند.
پیام خواند پوزخند زد.
چهیونگ:لیست رو برات پیدا کردم
کمی ویسکی برای خودش ریخت نوشید.
وسایلش را برداشت با ماشین به خونه رفت.
چهیونگ به خونه دخترک رفت.
نشست روی مبل اسم ها را یکی یکی میخوند.
ولی با اسم یک نفر گوش جیزل سوت کشید.
سونگ هی..
جیزل:نه نه اون نمیتونه باشه
چهیونگ:مگه با سونگ هی هم کلاسی نبودی
دخترک نمی خواست باور کنه.
میخواست از حقیقت فرار کنه.
- ۳.۴k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط