ماه من پارت ۹

ات: (جیغ) تو کی
؟اروم باش بزار خودمو معرفی کنم ازم نترس من نگهبان و صاحب اون دنیا هستم و تو دختری منی
ات: یعنی تو ازون دنیا اومدی بابای من گه تو قبره
؟ در اصل من باباتم تو ۱۸ سال پیش ازم خواهش گردی که بیای این دنیا این دنیا رو تجربه کنی پس الان محلت تموم شده
ات: یعنی تو بابای منی
؟ آره عزیزم حالا بیا بریم به خونمون
ات: ب..باشه
ویو ات
با اون مرده رفتم انگار یه جادوی چیزی کرد که یجا رفتیم واو اینجا قصرههه
(این بابای ات رو با ب/ا نشون میدم)
ات: ببخشید من از کجا بفهم واقعن اینجا بهشته
ب/ا میخوای مامان و باباتو نشون بدم
ات: آرههه
ب/ا بیا بریم
ویو ات
با مرده رفتیم یجا که پر از آدم بود از اون دور دور بهم نشون داد
ات: اونا واقعن مامان و بابانن(میخواست بره طرفشون)
ب/ا اول واستا دخترم بریم لباس بپوش بعد بیا
ات: باشه بابا
ویو ات
رفتیم به همون قصره لباس پوشیدم که بابا اومد
ب/ا دخترم
ات: بله بابا
ب/ا بیا این گردنبند رو بکیر این کمک میکنه قدرت‌ هاتو بدست بیاری
ات: قدرت؟
ب/ا آره دیگه من صاحب بهشتم توهم دخترمی قدرت داری
ات: باشه مرسی
گردنبندو انداختم که یه روباه بزرگ ضاحر شد
ات: جیغغع (رفت پشت باباش غایم شد) این چیه
ب/ا اون حیونته دیگه
ات: واستا ببینم اون روباه ته دمه
ب/ا آره
ات: چه خوشگله این حیوون منه
ب/ا آره
ات: خب بابا جون من دیگ برم
ب/ا باشه برو
ات : اسمش چیه
ب/ا لیزی
ات: لیزی بیا بریم


هعی اصلا حمایت نمیکنینا

شرایط برای پارت بعد

فالو: ۵۶۰
لایک ۲۰
کامنت: ۱۵
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۰ ماه من

پارت ۱۱ ماه من

ماه من پارت ۸

پارت ۷

سناریو [درخواستی]وقتی دختر ۱۴ سالتون رو با دوست پسرش میبینین...

پارت پنجم خندیدن ماه 🌚🌙✨

جیمین فیک زندگی پارت ۸۱#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط