رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم

پارت ۶۴

ارسلان، رفتم خونه دیدم دیانا از حموم دراومده دستمو دور کمرش حلقه کردم

دیانا، برگشتم دیدم ارسلان وای ارسلان ترسیدم کی اومدی

ارسلان، همین الان

دیانا، هوف سکتم دادی

ارسلان، کوچولو دیگه تموم شد

دیانا، اوهوم

ارسلان، پس امشب شیطونی میکنم

دیانا، اوهوم

ارسلان، خیلی دوست داریا

دیانا، کم نه

ارسلان، خیلی شیطونی

دیانا، کجاشو دیدی

ارسلان، اوو

دیانا، بله موهامو خشک کردم یه بولیز بنفش با یه ساپورت مشکی پوشیدم رفتم پیش ارسی

.... چند ساعت بعد به وقت شب ....

۴ تا پارت تقدیم به نگاتون
۲ نفر مونده تا ۱۴۰ تایی شدنمون و ۵ تا پارت گرفتن شما
دیدگاه ها (۲۱)

فیک تهیونگ

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

بریم ؟؟لتس گو رمان :«عموی ناتنی من»(تابع قوانین ویسگون)Part:...

رمان هکر کوچولوی من پارت هفتم

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

وقتی عضو هشتم بودی🩶پارت ۳(last part)روایت از زبان جولیا:رفته...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

Part ¹⁰اسلاید 2 : لباس و باشگاه جونگکوکویو لیلی لبخند پرنگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط