{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه

میگوید سرم درد میکند. زیر لب میگویم دردت به جانم. میگوید فکر میکنم یک چیزی تو سرم است. شب ها وقت خواب تا صبح آزارم میدهد.
شرمنده ات هستم... که شب ها وقت خواب میزنم به سرت. شروع میکنم به پاک کردن خاطرات بد. به رنج هایی که کشیده ای. طبیعی است که دردت بیاید. زخم تا بخواهد خوب شود طول میکشد. باید تحمل کنی جان من. باید تحمل کنی و بگذاری کارم را بکنم...

میگوید... آاااخ از این «تحمل»
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

دروغ شیرین پارت بیست و چهارم × اونییی من نمیخوام برم مدرسه م...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁵پذیرش، همان آرامشی‌ست که در دل طوفان پیدا می‌...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁴هیچکس نمی‌تواند برای همیشه زندگی کند، اما چیز...

رومان عشق مافیا پارت 38از زبان ا ترفتم خونه حموم رفتم لباسام...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

★彡   Part 2 彡★ خواستم جیغ بکشم ولی صدام داخل دهنم خفه شد.دست...

رمان:رویای او به‌نام خدا وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط