{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق

عشق
همیشه آن‌جایی شروع می‌شود که غروب می‌کند. نه با خورشید، بلکه با رفتن کسی که تمام جاده‌های ذهنت را اشغال کرده است.
ما همه بدهکار بوسه‌هایی هستیم که در گلو ماند و نگاه‌هایی که هرگز به مقصد نرسید…
گاهی فاصله، فقط یک جاده نیست، یک عمرِ نزیسته است👌🏻❤️🤞

بدهکار لبت هستم، که عمری را هدر دادم
میان جاده‌ی غربت، تو را در خواب می‌دیدم

خیالم بسته بر گیسو، اسیر بند موهایت
من این زنجیر سرکش را به جان و دل خریدم

تنم سرد است و پر دردم، ولی در عمق این دوری
هنوز آن بوسه‌ی ممنوع، به گردن دارم و دیدم…

که راهی نیست جز رفتن، میان جاده‌ای پنهان
که در پایان این قصه، به تنهایی رسیدم…🥰😍

#دلنوشته_ذهن_شب_بیدار
#شعرهای_دختر_ابان_ماهی🥰
#شعر_دلنوشته_عاشقانه_غمگین_شاد
#جنگیدن_با_تقدیر
#قهرمان_تنهایی_سخت_تر_از_قبل
#نازنین.بانو.دختر.بختیاری.ابان.ماهی😍💓

🅽🅰🆉🅰🅽🅸🅽🅱🅰🅽🅾🅾
دیدگاه ها (۱)

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

در تلاطم بی‌امان روزگار، من تنها شاهد گذر زمانمآن هم با آرزو...

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

کاش می‌شد برای لحظه‌ای، دنیا را روی دور کند گذاشت.آن‌قدر دوی...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

قسمتی از سفرم به کردستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط