{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

درخواستی
**Silken Chain**(زنجیر ابریشمی )
Part:13
تهیونگ:این کانگ ا.ت چی
کوک:یکم عجیب میزنه
تهیونگ:میدونم کوک منم همین حسو دارم ولی نمیدونم چرا
کوک:فکر می‌کنم بهتره دربارش یکم تحقیق کنیم
تهیونگ:خب اره بهتره انجامش بدیم
کوک:خب پس من دربارش تحقیق میکنم
تهیونگ:باشه فقط سریع ..افکار این دختر داره خفم میکنه
کوک:باشه هیونگ
تهیونگ:ممنون از کمکت
کوک:خواهش میکنم وظیفس
تهیونگ:از کی اینهمه مؤدب شدی جناب جئون
کوک:به نظرت الان من مؤدبم ؟
تهیونگ:اره
کوک:حتما باید هر روز فحش و فحش کشیدم راه بندازم
تهیونگ :اره چون به این اخلاقت عادت دارم پسر
کوک:باشه مرتیکه کو*ی
تهیونگ:حالا شد*خنده
کوک:*خنده

(ا.ت)
ساعت 6 بود رفتم اتاقم و وارد حموم شدم یه دوش 30 مینی گرفتم و اومدم بیرون موهامو خشک کردم یه لباس راحتی ساده پوشیدم و رفتم سمت میز خب علاقه زیادی به میکاپ نداشتم ولی برای امشب باید انجامش میدادم پس شروع به میکاپ کردن کردم و بعد حدودا 40 دقیقه طول کشید

ا.ت:آه یه ساعته با سرو کلم درگیرم لعنتی
....
.
در دنیایی پر از خون و خیانت، تنها یک چیز حقیقت داشت: عشقِ وسواس‌گونه‌ی او، که چون زنجیر ابریشمی، تو را برای همیشه در بر می‌گیرد.”
دیدگاه ها (۸)

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)Part:14بعد تموم شدن ...

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)Part:15رفتم بیرون که...

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)Part:12تهیونگ:بگذریم...

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی )Part:11خب الان یه ه...

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)Part:2درست به حدف خو...

love in the dark⑦②چند روز بعد ا/ت: جانم چیشده چیز مهمی میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط