ای عزیز تر از جانم  میدانم که از برای تو سرد شده‌ام  ...

ای عزیز تر از جانم ؛ میدانم که از برایِ تو سرد شده‌ام ، ه

ای عزیز تر از جانم ؛ میدانم که از برایِ تو سرد شده‌ام ، همانند آن چایِ داغی که در شبانگاه از برایَت میرختم و بر کنار پنجره با یادِ دیگری سردش میکردی مرا سرد کرده‌ و پس از آن ؛ در کور ترین نقطه‌یِ اقیانوس دِلَت مرا دور ریخته‌ای..
میدانی ، این من نبودم که تورا ترک کردم ، درواقع تو بودی که نگاه هایِ منتظر من را با خیرگی بر آسِمانِ دلِ معشوقت سوزاندی و بابت دودش مرا سرزنش کردی ؛ دردش را میفهمی؟
در نزدیکی‌ات میآیَم تا کِه شاید مرا دریابی ، تا کِه شاید عطر تنم تورا دلتنگ کند ، تا کِه شاید هوسِ آن اغوش هایِ گرمی را کنی که زمانی از برایِ تو بود ، تا کِه شاید سر پایین بی‌اندازی و کمی فکر کنی ؛ به اینکه چه کرده‌ای ، با دخترکی که تنها آرزویَش دویدن در دشت و کمن و بازی با کوچک پروانه‌هایی بود که از برایَش دست تکان میدادند ؛ هیچ عذاب وجدان ، نداری؟
حس نمیکنی که سرد کردن منی که زمانی لبریز از گرمایِ عشق تو بودم ، چه بهایی را به من برآورد کرد عزیزکرده؟
دیدگاه ها (۰)

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

🤍👇🏽✨️💖ساختنِ نسخه‌ی بهترِ خودت درد دارد؛اما ماندن در جایی که...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

پارت ۳۴

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

.⭕️ این چهره را بقصد زیارت تماشا کنید 🕊محمد حسین یوسف الهیشه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط