{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My lovely neighbor part : 4

+ نه ولی خیلی کم پیش میاد که صبح ها این جوری ساکت باشن و تو هم این رو میدونی
_ ببین اگه میخوای به صاحب خونه شکایت من رو بکنی برو بکن نمیتونم جلوت رو بگیرم ولی هیچ راهی نیست تا من جلوی پارس کردن سگ‌ها رو بگیرم و تا حالا امتحانش نکرده باشم اونا با عقل خودشون پیش میرن
+ خب پس این کاریه که باید بکنم مرسی که یادم انداختی مرسی که هیچ کاری نکردی
برگشتم و شنیدم که یه کم بعد در رو با شدت کوبید
روی تختم غلطیدم؛ میدونم که فقط به راه برای این که وسط پارس کردن سگ‌ها بخوابم دارم نمیخوام به این پناه ببرم ولی هدفونم را چنگ زدم و گذاشتم روی گوش‌هام تا یه کم صداها کمتر بشن با این که هیچ آهنگی نداشتم ولی موثر بود من به پهلو خوابیده بودم و اونا در صورتی موثر بودن که من روی پشتم دراز بکشم
تنها موقعی که من اینجوری دراز میکشیدم وقتی بود که میخواستم خودارضایی کنم و چرا من یهو یاد آرتیست عصبی افتادم متاسفانه فکر لمس کردن خودم بلافاصله باعث به وجود اومدن تصاویری از اون آرتیست توی ذهنم شد. من نمیخواستم درباره ی او این جوری فکر کنم او به احمق عوضی بود لیاقت این که هدف شهوت من باشه رو نداشت ولی بوی اون عوضی خیلی خوب بود ترکیبی از بوی ادویه مشک و مرد.
ما روی خیال بافی هامون هیچ کنترلی نداریم من این رو توی کلاس روان شناسی کالج یاد گرفتم که هر چقدر به ذهنت بگی که درباره ی چیزی فکر نکنه ممکنه حتی فکر کردن در بارش بیشتر هم بشه...
دست ها مو داخل شلوارم بردم باید به پیامی رو به کلیتوریستم میفرستادم. خدايا، من حتى اسمشم نمیدونستم این حال به هم زن بود ولی تو اون لحظه اصلا اهمیتی نداشت
من اون رو روی خودم تصور کردم که وارد من میشه و من رو با عصبانیت میکنه تمام مدت صدای پارس کردن پس زمینه بود همون طور که تکون میخوردم و ناله میکردم جوری به اوج رسیدم که تا حالا تجربه نکرده بودم من فرو ریختم و برای یک ساعت خوابیدم
نور آفتاب وسط صبح به پنجره میخورد چشم‌های مست خوابم سوسو زد فهمیدم که صدای سگ ها ساکت شده اون حیوونا باید برای پیاده روی بیرون رفته باشن
من دو ساعت برای رفتن به محل کارم وقت داشتم پس تصمیم گرفتم تو موبایلم دنبال شماره ی صاحب ساختمان بگردم تو ساختمان به دفتر مدیریت وجود داشت ولی زنی که اون جا کار میکرد خیلی بی خیال بود و من مطمئن نیستم که شکایت من رو از پارس کردن سگ ها جدی بگیره پس فکر کردم که بهتره مستقیما برم سراغ اصل کاری
من تا حالا فقط با زنی که تو دفتر کار میکنه سر و کار داشتم و تا حالا با صاحب ساختمان صحبت نکرده بودم
با یه سرچ کردن تو اینترنت اسم T. Kim بالا اومد اونجا به شماره تلفن برای تماس گرفتن هم بود ولی اون شماره به صندوق صوتی با پاسخگوی اتوماتیک باز شد
متوجه شدم که آدرس صاحب ساختمان تو طبقه اول همین ساختمان بود تصمیم گرفتم برم پایین پس به پیراهن و کفش پوشیدم و موهام را شونه زدم
در رو زدم نفس عمیقی کشیدم و منتظر موندم وقتی در باز شد دیدن اون باعث شد تا مرز سکته کردن برم
آرتیست عصبی اونجا وایساده بود با بالاتنه ی برهنه و اون کلاه لعنتي قلبم وحشيانه می کوبید عرق از سینه‌ی تراشیده شدش میریخت و قسم میخورم که دهنم خیس شده بود
_ میتونم کمکت کنم؟
این دقیقا همون چیزی بود که وقتی در آپارتمانش رو باز کرد پرسید این دقیقا مثل دجا وو یه قسمت از سریال منطقه نیمه روشن (The Twilight Zone) یا مثل به خواب بد بود که فرقی نمیکنه من چه دری رو باز بکنم در هر حال اون اون جاست
+ تو اینجا چیکار میکنی؟
_ اینجا خونه ی منه
+ نه، آپارتمان تو کنار خونه ی منه
_ درسته اون آپارتمان منه و اینجا محل استودیوی هنری و باشگاهمه
+ اون تو آدرس اینجا رو برای صاحب آپارتمان نوشته بود
به لبخند کج روی صورتش اومد و من احساس کردم که احمق ترین آدم روی زمین هستم
اون صاحب ساختمان بود و به خاطر همین من رو تشویق به شکایت کردن کرد
+ تو هستی؟ T. Kim
_ بله! و تو چلسی جیمسونی یه آدم با اعتبار به مراجعه کننده ی خوب...شکایت کننده ی سمج.
+ خوب این خیلی چیزها رو روشن میکنه.... مثل این که تو چطور میتونی این ملک رو از ریخت و قیافه بندازی و یا همسایه ها تو بگ*ایی

سلام عزیزان گلم امیدوارم حالتون خوب باشه اینم از پارت جدید همسایه دوست داشتنی من لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه
اگر پارت هدیه می‌خواین لایک هاتون رو به 35 تا برسونید
حمایت رمان جفت خون‌آشام من فراموش نشه خوشگلا
دیدگاه ها (۳۰)

My lovely neighbor part : 5

My Vampire Mate Season 2 part : 17

My lovely neighbor part : 3

My Vampire Mate Season 2 part : 16

part⁶................دازای برای فرار از دنیا ، دنیای کوچکی ب...

این دریا طغیان خواهد کرد

سلام بچه های خاله آکا صبحتون بخیر ☕ حقیقاتا بازم چنتا موضوع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط