𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎
𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎
𝔓𝔞𝔯𝔱⁶
بـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن
﴿توجه:هیچ کدام از رخداد ها حقیقی نیستند و تمامی اتفاقات کاملا تخیلی است﴾
_____________________________________
امروز درس خاصی نداشتیم برای همین تصمیم گرفتم تا آخر امروز بخوابم
دبیر گوشی دستش بود
بچها باهم صحبت میکردند
بعضی ها هم خودشیرینی
سرمو روی میز گذاشتم و چشمامو بستم
به ثانیه نکشید که در کلاس باز شد
به جون خودم این میز طلسم شده
سر بالا آوردم که با بچه های اکیپ کیم تهیونگ مواجه شدم
بچه ها که نه
بچ های اکیپ تهیونگ
اخم کردم که یکیشون با عشوه سمت سکو اومد و تعظیمی به دبیر تاریخ کرد
_:«بخواطر پایان سال ، فردا جشن بزرگی از طرف خانواده کیم برگزار میشه!»
اون یکیشون تعظیم کوتاهی کرد و ادامه داد
–:«لوکیشن توی چنل دبیرستان قرار میگیره. ممنونم از همکاریتون»
پچ پچ بچها شروع شد و اونا هم رفتن
عالیه بزارین براتون توضیح بدم
دبیرستان ما به سه دسته تقسیم می شه
یک دسته بچههای اکیپ کیم تهیونگ هستن
که جزئی از قشر بالای جامعه ان که سر دسته اشون کیم تهیونگه
قشر متوسط جامعه میشه اکیپ ما
که سر دسته اشون منم
قشر پایین جامعه سر دسته ای نداره و اکیپ تهیونگ براشون قلدری میکنن
کسی جرئت نداره برای اکیپ من قلدری کنه
چون من سردسته اکیپم
دوست ندارم خودمو بین بچها بالا بگیرم ولی باید کنترلشون کنم
قشر ضعیف همیشه کتک میخوره
و قشر متوسط از اونا محافظت میکنه
کیم هانا هم قشر پایین جامعه است
دیروز کیم تهیونگ از قدرتش استفاده کرد و براش قلدری کرد
و من مسئول بودم از هانا محافظت کنم
خب برای قشر بالای جامعه همه چیز ممکنه
اما برای قشر پایین نه
حتی هانا بخواد با کیم تهیونگ کات کنه مؤضفه ازش اجازه بگیره
خب دیگه برگردیم به کلاس
چقدر دلم هوس مهمونی کرده بود
انقدر ذوق داشتم که یادم رفت میخواستم بخوابم
ولی با حرفی که لیان زد اخمام تو هم رفت
_:«ایلین نمیاد»
اخمم بیشتر توی هم رفت و با فکر پلید توی ذهنم لبخندی زدم
+:«هی ، بابا در جریانه شما و سولی باهم تو رابطه اید؟ مادر سولی چطور؟»
رنگ از صورت لیان و سولی پرید
سولی چشم و ابرو اومد و مهربون گفت
_:«البته ما براش تصمیم نمیگیریم. خودش باید دلش بخواد»
لبخندی زدم و دوباره سرمو روی میز گذاشتم
#Mahlin
#my.big.boy
#BTS #RM #JIN #SUGA #J_HOP #JIMIN #TAEHYUNG #JUNGKOOK #ARMY #BTS #BANGATAN #FEYK
#فیک_بی_تی_اس
#بنگتن_نیوز
#مهسا_نویس
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک
#ارمی #بی_تی_اس #بنگتن #فیکشن #فیک
𝔓𝔞𝔯𝔱⁶
بـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن
﴿توجه:هیچ کدام از رخداد ها حقیقی نیستند و تمامی اتفاقات کاملا تخیلی است﴾
_____________________________________
امروز درس خاصی نداشتیم برای همین تصمیم گرفتم تا آخر امروز بخوابم
دبیر گوشی دستش بود
بچها باهم صحبت میکردند
بعضی ها هم خودشیرینی
سرمو روی میز گذاشتم و چشمامو بستم
به ثانیه نکشید که در کلاس باز شد
به جون خودم این میز طلسم شده
سر بالا آوردم که با بچه های اکیپ کیم تهیونگ مواجه شدم
بچه ها که نه
بچ های اکیپ تهیونگ
اخم کردم که یکیشون با عشوه سمت سکو اومد و تعظیمی به دبیر تاریخ کرد
_:«بخواطر پایان سال ، فردا جشن بزرگی از طرف خانواده کیم برگزار میشه!»
اون یکیشون تعظیم کوتاهی کرد و ادامه داد
–:«لوکیشن توی چنل دبیرستان قرار میگیره. ممنونم از همکاریتون»
پچ پچ بچها شروع شد و اونا هم رفتن
عالیه بزارین براتون توضیح بدم
دبیرستان ما به سه دسته تقسیم می شه
یک دسته بچههای اکیپ کیم تهیونگ هستن
که جزئی از قشر بالای جامعه ان که سر دسته اشون کیم تهیونگه
قشر متوسط جامعه میشه اکیپ ما
که سر دسته اشون منم
قشر پایین جامعه سر دسته ای نداره و اکیپ تهیونگ براشون قلدری میکنن
کسی جرئت نداره برای اکیپ من قلدری کنه
چون من سردسته اکیپم
دوست ندارم خودمو بین بچها بالا بگیرم ولی باید کنترلشون کنم
قشر ضعیف همیشه کتک میخوره
و قشر متوسط از اونا محافظت میکنه
کیم هانا هم قشر پایین جامعه است
دیروز کیم تهیونگ از قدرتش استفاده کرد و براش قلدری کرد
و من مسئول بودم از هانا محافظت کنم
خب برای قشر بالای جامعه همه چیز ممکنه
اما برای قشر پایین نه
حتی هانا بخواد با کیم تهیونگ کات کنه مؤضفه ازش اجازه بگیره
خب دیگه برگردیم به کلاس
چقدر دلم هوس مهمونی کرده بود
انقدر ذوق داشتم که یادم رفت میخواستم بخوابم
ولی با حرفی که لیان زد اخمام تو هم رفت
_:«ایلین نمیاد»
اخمم بیشتر توی هم رفت و با فکر پلید توی ذهنم لبخندی زدم
+:«هی ، بابا در جریانه شما و سولی باهم تو رابطه اید؟ مادر سولی چطور؟»
رنگ از صورت لیان و سولی پرید
سولی چشم و ابرو اومد و مهربون گفت
_:«البته ما براش تصمیم نمیگیریم. خودش باید دلش بخواد»
لبخندی زدم و دوباره سرمو روی میز گذاشتم
#Mahlin
#my.big.boy
#BTS #RM #JIN #SUGA #J_HOP #JIMIN #TAEHYUNG #JUNGKOOK #ARMY #BTS #BANGATAN #FEYK
#فیک_بی_تی_اس
#بنگتن_نیوز
#مهسا_نویس
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک
#ارمی #بی_تی_اس #بنگتن #فیکشن #فیک
- ۳۹۰
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط