{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان رویای من

رمان رویای من

پارت ۹۷

ارسلان، گوجه وردار خورد کن


دیانا، باش


ارسلان، ازدواج که کردیم دیگه آقا ارسلان غذا درس نمیکنه ها حواستو جمع کن دیانا خانم


دیانا، عه یعنی چی میزنمتا


ارسلان، دلت نمیاد آخه


دیانا، اصلا میرم میشم کارتون نگاه میکنم


ارسلان، بچه کوچولو


دیانا، 😡 ارسلان تو حواستو جمع کن که که بجای تالار تو قبرستون نباشی


ارسلان، وای وای وای ترسیدم منو نترسون


دیانا، چاقو رو آروم کوبیدم به تخته و گفتم

عه باشه منم قهرم کیفمو از رو مبل برداشتم

و رفتم تو اتاق بالا که اتاق خود ارسلان بود

وای چرا اتاقش سرده ولی اشکال نداره اوکیه
دیدگاه ها (۳)

رمان رویای من پارت ۹۸ارسلان، من با این خانم خانما حالا حالا ...

رمان رویای من پارت ۹۹دیانا، بریم غذا بخوریم ارسلان دانشگاه ...

رمان رویای من پارت ۹۶دیانا، خودم روی صندلی ماشین به سمتش کج ...

رمان رویای من پارت ۹۵ دیانا، ارسلان یکم تو خودش بودبا صدای ب...

پارت ۳۵همه برنامه عروسی را چیدند، همه مهمان ها را دعوت کردند...

شب تولدم پارت 16ات: باشه ویو جونگ کوک: با ات رفتیم سرم گرفتی...

╭━━━━━━━༺༻━━━━━━━╮┃   🕯️ 𝑴𝒚 𝑯𝒆𝒓𝒐 𝑨𝒄𝒂𝒅𝒆𝒎𝒊𝒂 ┃┃         ✦ Part ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط