{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یا نفرت

عشقـ یا نفرت؟

کوک: دروغ میگی

نامجون: دروغ چی دارم بهت بگم؟؟هوم؟؟ میگم دوست پسر داره

جین: نامی منو تهیونگ و سوهیون میریم بیرون کاری نداری عزیزکم؟

نامجون: نه عشقم برو

نامجون: شنیدی؟ جین و تهیونگ و دوست پسرش میخوان برن بیرون

گوشی رو پرت کردم

کوک: نخیر من اجازه نمیدم تو مال منی کیم

ویو تهیونگ

یکی از لباسایی که دیروز خریدم رو پوشیدم و رفتم پایین سوهیون و جین پایین بودن نامجونم رو مبل بود و داشت با گوشی حرف میزد

تهیونگ: من امادم بریم؟؟

سوهیون برگشت بهم نگاه کرد

سوهیون: واقعا از زیبایی چیزی کم نداری

تهیونگ: ممنون

جین: بریم

سوار ماشین سوهیون شدیم که گفتم: جین حالا نقشت چیه؟ میخوای چجوری سوپرایزش کنی؟؟

جین: یونگی و جیمین رو یادت میاد؟؟

(یونگی دوست مدرسم بود تو دبیرستان با جیمین آشنا شدیم و یونگی عاشقش شد 4 سالی بود که رفته بودن فرانسه)

تهیونگ: اونا کی برگشتن؟؟

جین: دوماه پیش ازشون خواستم نامجونو سرگرم کنن تا ما خرید کنیم و خونرو آماده کنیم

تهیونگ: باشه


ویو جین

چیزایی که باید میخریدمو لیست کرده بودم

جین: تهیونگ تو و سوهیون برین بادکنک و شمع بخرین منم کیک رو میگیرم

تهیونگ: باشه

از قصد با هم فرستادمشون خیلی دوست داشتم با هم کاپ شن ولی احتمالش کم بود تهیونگ دلش هنوز پیش شوهرش بود

رفتم کیکو گرفتم برای کادو واسش یه پک کتاب گرفتم

به تهیونگ زنگ زدم

تهیونگ: الو جین

جین: تهیونگ من وسایلو گرفتم میرم خونه شمام کارتون تموم شد بیاین

تهیونگ: باشه

ویو تهیونگ(ببخشید همش ویو تو ویو شد)

بعد از خریدن شمع و بادکنک رفتیم تو یه ساعت فروشی میخواستم واسه نامجون ساعت بگیرم

جین: نمی‌دونم کدومو بگیرم

سوهیون: اون مشکیه قشنگه ها

جین: اره چقد سلیقت خوبه

سوهیون: نظر لطفته

اون ساعتو گرفتم

جین: تو چی میخوای براش بگیری؟؟

سوهیون: کت و شلوار چطوره؟

جین: عالیه


سوهیون: میشه تو انتخواب کنی ؟

جین: باشه

به همه کت و شلوارا نگاه کردم چشمم رو طوسیش ثابت موند

تهیونگ: این رو پرو کنین

سوهیون: اوو چقد خوشگلهه

همون لباسو خرید

تهیونگ: بهتره بریم خونه جین دست تنهاست

سوهیون: آره بریم


ویو کوک

از صبح تهیونگو تعقیب کردم همش با یه پسره بود اول رفتن شمع فروشی بعدشم ساعت و لباس اون عوضی کی بود؟ نه من نمی زارم تهیونگ فقط مال منه فقط من



(ادمین
دیدگاه ها (۲۳)

Rz prpr ²³سرشو بغل کردم و در حالی آروم موهاشو نوازش میکردم ...

وایی😂😂😂

عشقـ یا نفرت؟ کنار جین نشستم نامجون: بزار معرفی کنم تهیون...

Rz prpr ²²جیمین: چرا انقد سنگدل شدی آخه تو ؟؟ تهیونگ: اون حق...

عشقـ یا نفرت؟ جین: چه یهویی پس منو تهیونگو دم بازار پیاده ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط