یک روانی

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟏
(یک روانی)

*سه سال بعد*

مین سو!مین جائه!مین سئوک! بیاید شام بازی بسه!

+اومممم شام حاضر شد بالاخره
اگه یکم دیگه دیر میکردی شاید قرار بود تورو بخورم!*از پشت ا.ت رو بغل کرده و با صدای بم میگه*

~جیمینا باشه قلقلکم نده*خنده

+*خنده*

ویو ا.ت
خب این بود از زندگی من با پسرای سه قلوم و عشقم جیمین
ما بعد از دوسال دوباره به کره رفتیم و به خوبی و خوشی زندگی کردیم!

پایان✯

ببخشید این پارت کم شد 🙏🩶
دیدگاه ها (۴)

اگه فیکی مَد نظرتون هست بفرماین دایرکتاگر هم نه خودم یک فیک ...

تولدت مبارک ته امیدوارم همیشه خوشحال و موفق باشی 🩶🛐

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎(یک روانی) ویو ا.ترسیدیم و من سریع و بی طاقت رفتم به ...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗(یک روانی) ویو ا.ت دیگه طاقت دوری جیمین رو ندارم بهتره...

part 18نیلا.. اسمت چیه&م .... من...ن.. نامرامنیلا.. تو برو و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط