{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

درخواستی
رایحه (Scent)
Part:4اخر
و
ا.ت:بفرمایید
دکتر برگه رو گرفت و بعد خوندنش گفت
دکتر:اوه تبریک میگم خانم ا.ت شما باردارید
ا.ت:چی؟جدی؟
دکتر:بله
ا.ت:وایی دکتر ممنون واقعا ممنون
.
.
.
جیمین:من برگشتم پرنسس
ا.ت:خسته نباشی عشقم
جیمین :مرسی
خواست بیاد طرفم که سر جاش وایساد
جیمین:آه داشت یادم میرفت امروز رفتی دکتر
ا.ت:آا اره
جیمین:خب دکتر چی گفت دلیلش چیه
ا.ت:حالا تو برو دوش بگیر یکم خستگی در کن بهت میگم
جیمین:باشه
.
.
.
جیمین:خب نمیخوای بگی دکتر چی گفت
کنارش نشستم و
ا.ت:خب ...
جیمین :خب چی ..ا.ت داری نگرانم میکنی بگو دیگه
ا.ت:خب من...من حاملم
جیمین:اها منم میگم چیش.....چی؟*بلند
ا.ت:داری بابا میشی
جیمین:جدی میگی دیگه شوخی که نمیکنی
ا.ت:چرا باید شوخی کنم
جیمین:یعنی من الان دارم بابا میشم
ا.ت:اوهوم*لبخند
جیمین:وایی ارهههه *خوشحال
از جاش بلند شد و از دستم گرفت منم بلند کرد و محکم بغل کرد
جیمین:مرسی پرنسسم
ا.ت:باشه اروم باش*خنده

...پایان...
هر نفسی که می‌کشیدم، به او نزدیک‌تر می‌شدم
دیدگاه ها (۶)

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)در دنیایی پر از خون ...

درخواستی **Silken Chain**(زنجیر ابریشمی)Part:1×ارباب تهیونگ:...

درخواستی رایحه (Scent)Part:3که دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم...

درخواستی رایحه (Scent)Part:2و به آرامش رسیدیم ...جیمین امروز...

Love in the dark⑦⑨ا/ت: چی؟ بچمم بچممم چانهی: ا/ت من برات توض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط