یه مختصر مرور
خدایی مرور سختیایی که هنوز تهشو نمیینم ولی میبینم نسبت به دیروز؛ امروز مصیبت وار نیرومندم، کلمات دم دستن برام، جوری که سرریز میکنم و رگباری میتونم بگم و بگم و اراجیع نباشه و تشنه پرسش و پاسخم...
امروز از خودم میپرسیدم:"خدایا این همه رنج و جبر به تنهایی وغربت و مشکلات و ظلم از کوچک و بزرگ و غریب و آشنا و و و ؛ که چی؟! میخوای برای چیزی آماده م کنی؟! یا با هرکول اشتباه گرفتی منو؟! "
آره ارزشش داشت....
اگه نمیفهمیش؛ پس همون جایگاهت بمون تو نمیتونی منو قضاوت کنی؛ جماعت تکراری منظورم همینه که بـله اکثریت اشتباه میکنن من تنهایی اسیرم؛باز اگه پیش بیاد کسی بپرسه " ینی اینا همه اشتباه میکنن و تنها تو فقط درست میگی ؟! "
میگم : "بلـــــــــــــــــــــــــه، خب بعدش؟"
امروز از خودم میپرسیدم:"خدایا این همه رنج و جبر به تنهایی وغربت و مشکلات و ظلم از کوچک و بزرگ و غریب و آشنا و و و ؛ که چی؟! میخوای برای چیزی آماده م کنی؟! یا با هرکول اشتباه گرفتی منو؟! "
آره ارزشش داشت....
اگه نمیفهمیش؛ پس همون جایگاهت بمون تو نمیتونی منو قضاوت کنی؛ جماعت تکراری منظورم همینه که بـله اکثریت اشتباه میکنن من تنهایی اسیرم؛باز اگه پیش بیاد کسی بپرسه " ینی اینا همه اشتباه میکنن و تنها تو فقط درست میگی ؟! "
میگم : "بلـــــــــــــــــــــــــه، خب بعدش؟"
- ۳۷۳
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط