شب
p⁴⁸
و سرشو پایین انداخته بود
ج. کجا میبری
ات. جایی کع خیلی خودس داری
ات. پاشو حاضر شو
ج. به چه مناسبت اون وقت
ات. به مناسبت رهایی یافتن از درس ها
ج. او پس برای خودت جشن گرفتی
ات. معلومه
پاشو دیگه
ج. باشه تو برو من میام الان
ات. رفتم
ات پایین رفت و به انتظار کشیدنش ادامه داد و توی این مدت جیمین هم حاضر شد و از اتاقش بیرون اومد
و ات جای خودش وایساد
ج. بدو سوار ماشین شو بریم
ات. نه ماشین نه
ج. پس چی
ات. پیاده بریم
زیاد دور نیس
ج. باشه
اون دو از خونه خارج شدن و با هم راه افتادن
توی راه آرامشی عمیقی درون ات پیوسته بود ولی این برای جیمین فرق داشت
سرش توی گوشی بود و هیچی از اون هوای خوب و ویو خوب اطرافشون متوجهش نمیکرد
ات. چی شده
ج. میرا از دیشب به تماسام بر نمیگرده نگرانش شدم
ات. شاید کار داره خب
ج. نمیدونم کار خاصی هم نیس
ات. تو نمیدونی ولی دخترا گاهی اینجوری دوس دارن تو خلوت خودشون باشن شاید یکی از این روز هاس برای میرا
ج. شاید
ات. حالا گوشی رو بزار کنار رسیدیم
جیمین با دیدن مکان لبخندی روی لباش نشست
ج. پس آوردی آسایبول مهمونم کنی
ات. تو. برای صبحونه خیلی دوس داری بخوریش منم گفتم یه ژست کوچیکی برات بکنم
ج. خوشحالم کردی
ات. پس بریم تو
ج. بریم
شما جای من بودین ادامش رو چطوری مینوشتین کامنت کنین برام
از این به بعد تک به تک پارت میزارم چون
حمایت کم میشه و یکی هم شرط میزارم
برا پارتا
لایک ۵۰
کامنت ۴۵
و سرشو پایین انداخته بود
ج. کجا میبری
ات. جایی کع خیلی خودس داری
ات. پاشو حاضر شو
ج. به چه مناسبت اون وقت
ات. به مناسبت رهایی یافتن از درس ها
ج. او پس برای خودت جشن گرفتی
ات. معلومه
پاشو دیگه
ج. باشه تو برو من میام الان
ات. رفتم
ات پایین رفت و به انتظار کشیدنش ادامه داد و توی این مدت جیمین هم حاضر شد و از اتاقش بیرون اومد
و ات جای خودش وایساد
ج. بدو سوار ماشین شو بریم
ات. نه ماشین نه
ج. پس چی
ات. پیاده بریم
زیاد دور نیس
ج. باشه
اون دو از خونه خارج شدن و با هم راه افتادن
توی راه آرامشی عمیقی درون ات پیوسته بود ولی این برای جیمین فرق داشت
سرش توی گوشی بود و هیچی از اون هوای خوب و ویو خوب اطرافشون متوجهش نمیکرد
ات. چی شده
ج. میرا از دیشب به تماسام بر نمیگرده نگرانش شدم
ات. شاید کار داره خب
ج. نمیدونم کار خاصی هم نیس
ات. تو نمیدونی ولی دخترا گاهی اینجوری دوس دارن تو خلوت خودشون باشن شاید یکی از این روز هاس برای میرا
ج. شاید
ات. حالا گوشی رو بزار کنار رسیدیم
جیمین با دیدن مکان لبخندی روی لباش نشست
ج. پس آوردی آسایبول مهمونم کنی
ات. تو. برای صبحونه خیلی دوس داری بخوریش منم گفتم یه ژست کوچیکی برات بکنم
ج. خوشحالم کردی
ات. پس بریم تو
ج. بریم
شما جای من بودین ادامش رو چطوری مینوشتین کامنت کنین برام
از این به بعد تک به تک پارت میزارم چون
حمایت کم میشه و یکی هم شرط میزارم
برا پارتا
لایک ۵۰
کامنت ۴۵
- ۱۴.۲k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط