{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌خواهم بدانی، اگر گاهی ساکت می‌شوم، اگر گاهی نگاه‌ام گم

می‌خواهم بدانی، اگر گاهی ساکت می‌شوم، اگر گاهی نگاه‌ام گم می‌شود
و اگر گاهی در میان حرف‌هایم مکثی طولانی می‌افتد،
این سکوت نشانه‌ی بی‌تفاوتی نیست؛
این همان دردِ لجوجی‌ست که نمی‌گذارد بگویم چقدر بودنت در این جهان شلوغ
برایم معنا دارد.
دوستت دارم…
حتی آن وقت‌ها که درد نمی‌گذارد،
حتی آن لحظه‌هایی که کلمات از دستم می‌گریزند،
دوستت دارم بی‌آن‌که بگویم،
دوستت دارم بی‌آن‌که بشنوی،
دوستت دارم بی‌آن‌که بدانی چه اندازه.
دیدگاه ها (۱۱)

از جایی به بعد، آدم یاد می‌گیردبعضی جمله‌ها پایان یک رابطه ن...

از دلی که دیگر مال من نیست چند روز پیش،بعد از آن‌که بغضِ نوش...

میان دو زنجیر سنگین،فقط یک نخ مانده؛نازک، لرزان،انگار هر لحظ...

⁨⁨⁨حقیقت تلخ یک شبِ فراموش‌شدهمن خسته‌تر از آن بودم که حتی ب...

اینکه بگویم تو را دوست دارم یا عاشقت هستم حرف دقیقی نیست بهت...

*پدرم می گفت:پدر بزرگت دوستت دارم را يک بار هم به زبان نياور...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط