{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احساس پوچی میکنم

احساس پوچی میکنم.
انگار از خواب بیدار شدم، هوا تاریکه،
همه رفتن بیرون و منو با خودشون نبردن.
انگار مامانم اجازه نداده برم اردو.
انگار همه نمره خوب گرفتن و من افتادم.
انگار همه رفتن جلو من موندم.
انگار همه آره هستن و من نه.
دیدگاه ها (۰)

همیشه عکسی هست که دیر یا زود باید پاکش کنی، پیغامی که تا ابد...

میدونی...من هنوز تجربه‌ی داد زدن از سر غمگین بودن تو فضای با...

‏من نمیدونم تو تناسخ‌های بعدی قراره چی بشم ولی شاید همون حسر...

ای روح نادیده‌ی بی‌نقص ، تو در تن هیچ ‌یک از آدم‌هایی که می‌...

part4

پارت 𝟭𝟱 #اشتباه_بزرگ تهیونگ: 5 صبح یعنی دو ساعت دیگهات: باشه...

پارت ۳ از رمان مزخرفم😞🎀هلن:حتما از خدامهلیام اومد به خانم مع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط