JK 2
sogandzare
P.3چند هفته گذشته بود. جونگکوک و ا.ت هنوز رابطهشونو علنی ن...
P.2چند روز بعد، همهچی آرومتر شده بود، ولی تو دل دوتاشون غو...
P.1همهچی با یه لایو ساده شروع شد.ا.ت اون روز اومده بود خونه...
P.3 چند ماه گذشت. دیگه خبری نشد. ا.ت زندگی رو ادامه داد، ولی...
P.2 اون شبا.ت رو زمین نشسته بود، روبهروی پنجره، و عکسای قدی...
P.1هیچکس نفهمید چی شد که از کنار هم، به دوتا نقطهی دور رسی...
#درخواستی part:... آخردوباره شروع کردی! ....ا/ت : من میخوام ...
#درخواستی part: ⁴با تکون های یه نفر از خواب پریدی ...به دور ...
#درخواستی part: ³اشک تو چشمات حلقه زده بود باورت نمیشد که با...
#درخواستی part:²توی کوچه ها بدون هیچ دلیلی میچرخیدی ... بارو...
#درخواستی part:¹از اتاق بیرون اومدی و به جونکوک که پر از تشر...
#درخواستیادامه ی پارت آخر....رفتین تا حیاط رو نگاهی بندازین ...
#درخواستی Part: ....آخراز خونه زدی بیرون ....گوشیت رو از تو ...
#درخواستی ادامه ی پارت ⁵.....ات: چرا وایسادی؟!جونکوک: براچی ...
#درخواستی Part: ⁵ جینا با صورتی که معلوم بود خیلی زورش اومده...
#درخواستی Part: ⁴فردا صبح: از تختِت پایین اومدی و رفتی دستشو...
#درخواستی Part: ³لیا خواست لب جونکوک رو ببوسه که جونکوک کنار...
#درخواستی ادامه ی پارت ².....زنگ آخر: کیفِت رو از رو میز برد...
#درخواستی Part: ²دیگه اینقدر کُتَگِت زد که از هوش رفتی ....د...
#درخواستی ادامه پارت ¹.....یهو موهات رو گرفت تو دستش و انداخ...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین