{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ته ِ دلم زخم شده است و درد می‌کند. وقتی روی تخت دراز می‌ک

ته ِ دلم زخم شده است و درد می‌کند. وقتی روی تخت دراز می‌کشم و به تو فکر می‌کنم بیشتر درد می‌گیرد. به پهلو می‌خوابم و پا‌هایم را جمع می‌کنم توی شکمم. دردش یک خُرده کمتر می‌شود. یک خُرده‌ی خیلی خیلی کم. مو‌هایم بلند شده و ژولی پولی دورم می‌ریزد. می‌خواهم با قیچی کوتاهش کنم. قیچ قیچ... موهای بلند برای دخترهای غمگین نیست. توی همه‌ی عکس‌های بچگی‌ام، مو‌هایم بلند است. هر بار می‌بینمشان، دردش را حس می‌کنم. درد ِ جنگ ِ شانه با مو‌هایم. آخر سر مو‌هایم برنده می‌شدند و مامان شکست می‌خورد و دست از سر من و موهای فرفری‌ام بر می‌داشت. دلم برای آخ گفتن ِ آن روز‌ها تنگ شده است. عروسکم را بغل می‌کردم و می‌دویدم دور خانه، مامان هم دنبالم. اما جایی امن‌تر از بغل ِ مامان نبود، از زیر میز بیرون می‌آمدم و می‌پریدم توی بغل مامانی ِ شانه به دست. 
چقدر این روز‌ها درد دارد. مثل یک آمپول گنده که توی باسنت فرو می‌رود. با انگشت‌هایم تا ده می‌شمارم. تمام نمی‌شود. انگشت‌هایم هم کم می‌آورند در برابر این روز‌ها. چند روز دیگر نامزدی یگانه است، به یگانه قول دادم تا آن روز فکر ِ کوتاه کردن ِ مو‌هایم را نکنم. اما هر بار که خودم را توی آینه می‌بینم اخم می‌کنم. یک دختر غمگین را چه به موهای بلند؟!
دیدگاه ها (۱)

دمـ علیـ بابا گرمـ

هعیـ

یهـ اشتباهـ محضـ...

نـ...نمیبازمـ...

حتماً! ادامه داستان رو از جایی که لیسا از کما بیدار شده و آت...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

گل گرفتم و رفتم قبرستون سر قبر مامان و بابام رسید دسته گلا ر...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

#in_your_eyespart_11۳ویو کایلاچند روز قبل مامان جونگ‌کوک زنگ...

پارت شانزدهم چند روز بعد توی این چند روز تهیونگ خیلی بهتر از...

پارت ۲۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط