{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي .

بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي .

دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود
گفت :"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم ,
تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ."

"اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه
ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره,
بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ."

اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن ,
بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟";

دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن ."

موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخندند و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدند !

بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه :
"چرا مغز آقايون گرونتره ؟ "

دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه :
" اين قيمت استاندارد مغزه !
ولی مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه وطبيعتا ارزونتر !! . "



خانوما پرچما بالااااااا;)
دیدگاه ها (۱۰)

وقتی خیلی کیوته ولی گیجه...بعد از ۹ ماه سختی و دکتر رفتن های...

بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي . دكتر د...

مس بالاخره دكتر وارد شد،با نگاهي خسته،ناراحت و جدي.دكتردرحال...

داستان : پیوند مغزپشت درب اطاق عمل نگرانی موج میزد.بالاخره د...

فیک«دختر کوچولوی من»فصل دو part 20

#فیک مای بست 🍷🍷 پارت ۳ 🧸🧸 ( آخر ) دکتر اومد جیمین به طرف دکت...

عشق ممنوعه 🧡 ☆Part 49☆

هایون: بدو بدو به سمت یون سوک رفتم و بهش خبر رو دادم اون یک ...

« کارما » پارت ۱ میسو حالم اصلا خوب نبود حال تهوع داشتم جیحو...

« کارما » پارت ۱ میسو حالم اصلا خوب نبود حال تهوع داشتم جیحو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط