درخواستی از کوکونو
درخواستی از کوکونو
خب کوکونو سرش امروز با کارهای بوتن شلوغ بود و تو هم توجه میخواستی برای همین اول لپ کوکونو رو کشیدی
کوکونو:نکن بچه.
تو پیش نشستی با موهاش بازی کرد
کوکونو:عزیزم کار دارم لطفاااا
این دفعه رو مبل داز کشیدی یک ساعت شد دیدی کوکونو بهت توجه نمیکنه رفتی و بوسیدیش
کوکونو لبتاپش(درست نوشتم؟) میبنده
کوکونو:دیگه خودت خواستی
بعد تو رو پرنسسی بغل میکنه میبره اتاقش و میگن تا سه هفته نمیتونی راه بری
خب کوکونو سرش امروز با کارهای بوتن شلوغ بود و تو هم توجه میخواستی برای همین اول لپ کوکونو رو کشیدی
کوکونو:نکن بچه.
تو پیش نشستی با موهاش بازی کرد
کوکونو:عزیزم کار دارم لطفاااا
این دفعه رو مبل داز کشیدی یک ساعت شد دیدی کوکونو بهت توجه نمیکنه رفتی و بوسیدیش
کوکونو لبتاپش(درست نوشتم؟) میبنده
کوکونو:دیگه خودت خواستی
بعد تو رو پرنسسی بغل میکنه میبره اتاقش و میگن تا سه هفته نمیتونی راه بری
- ۱۳۸
- ۰۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط