{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#قرارداد_دوستانه s2 p1

#قرارداد_دوستانه s2 p1

ویو هانا :

داشتم کتاب میخوندم ، زندگی بعد از ازدواج خیلی آروم تر شده بود البته اگر گوشیم زنگ نمی‌خورد.
نگاهی به گوشیم که درست کنارم بود انداختم ، لیلی بود .
گوشی رو برداشتم و گذاشتمش روی بلندگو .

لیلی: هانا تروخدا پاشو بیا اینجا (گریه)

هول شدم و گوشی رو از روی میز برداشتم .

هانا : چیشده لیلی کجایی ؟؟

لیلی : خونم...خونم فکر کنم باید بریم بیمارستان...

هانا : چی داری میگی... وایسا دارم میام .

بیشتر از یک هفته بود که کوک و نامجون برای یکی از قرارداد های کاری رفته بودن پاریس .

سوئیچ ماشین و برداشتم و کفشام رو هول هولی پوشیدم . حتی بند هاشو نبستم .
سمت پارکینگ رفتم و سوار ماشین شدم .

نمیدونم چطوری داشتم رانندگی میکردم با این شتابی که ماشین داشت احساس میکردم اگه بزنم روی ترمز از ماشین پرت میشم بیرون .

تلفنم رو برداشتم و به جانگکوک زنگ زدم ‌.
از اونجایی که همه مون انتظار داشتیم این چند وقته بچه به دنیا بیاد همه دست به گوشی بودیم .
اینو وقتی قبل ا بوق دوم جواب داد فهمیدم .

کوک : چیزی شده ؟؟،

هانا : حتی سلام نکردی...لیلی زنگ زد حالش خوب نیست میخوام ببرمش بیمارستان .
خودتو با اولین پرواز برسون بدون حضور پدر اجازه زایمان نمیدن کوک...

کوک : میرم بلیط بگیرم هر جوری شده خودمو میرسونم . فقط ببرش بیمارستان ‌.
ازت ممنونم هانا، حواست بهش باشه...

نمیتونست استرس توی صداشو کنترل کنه
هر چقدر هم که سعی می‌کرد من می‌فهمیدم.

بلاخره رسیدم به خونه شون .
سمت لابی رفتم و به نگهبان سلام دادم ، کارتمو نشون دادم و رفتم طبقه بالا .

در خونه رو که باز کردم با لیلی مواجه شدم که پیراهن سفیدش با طرح گیلاس تنش بود و پلیور رو روش پوشیده بود .
موهاش با اینکه نزدیک زایمان بود همچنان مرتب و هایلایت شده بود و پشت گوشش زده بودش .
ناخون هاش رو روی پاهاش کشیده بود ، از روی رد ناخن هاش میتونستم اینو بفهمم .

هانا : لیلی ، پاشو بریم پاشو
دیدگاه ها (۰)

#قرارداد_دوستانه s2p2 ویو هانا : دستم رو دور بازوش قفل کردم ...

#قرارداد_دوستانه s2p2ویو لیلی : انقدر دل درد داشتم که به هیچ...

#قرارداد_دوستانه ویو لیلی : دستم رو روی پارچه ساتن دامنم کشی...

#قرارداد_دوستانه ویو هانا : تقریبا نیم ساعت از وقتی که رسیده...

#قرارداد_دوستانه ویو هانا : دستش رو از روی کمر لیلی برداشتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط