#قرارداد_دوستانه

#قرارداد_دوستانه

ویو هانا :

تقریبا نیم ساعت از وقتی که رسیده بودیم گذشته بود .
احساس میکردم تمام نیم ساعت و توی دستشویی منتظر لیلی بودم .

آنقدر بالا آورده بود که گلوش زخم شده بود و صداش به سختی در میومد .

هیچی مانع این نمیشد که مطمعن باشم یه بچه توی راهه .

اخرین باری که از دستشویی بیرون اومد از پذیرش صداش کردن .

سمت اتاق دکتر رفت .

ویو لیلی :

سوزش گلوم هر لحظه بدتر میشد . نمیدونستم حال بدم بخاطر استرس زیادی که داشتم بود یا جوجه کوچولوی داخل شکمم .

روی صندلی رو به روی دکتر نشستم .
کوک اومد و درست کنارم نشست .

دکتر : خانم جئون جواب ازمایشتون مثبته شما باردارید ولی باید یه سونوگرافی هم بشید اگه میشه روس اون تخت دراز بکشید .
روی تخت دراز کشیدم ، ژل سونوگرافی رو روی شکمم کشید و دستگاه رو روی شکمم حرکت داد .

از شنیدن صدای تپش قلبی که از دستگاه میومد خشکم زد .

ویو هانا : تلفنم زنگ خورد ، با دیدن اسم لیلی روی گوشیم دل و روده به هم پیچید جوابشو دادم ‌.

لیلی : بیا تو اتاق دکتر .

بلند شدم و سمت اتاق دکتر رفتم .
جانگکوک از اتاق خارج شد ، اشک خشک شده ای گوشه چشم هاش نشسته بود .

در زدم و وارد اتاق شدم .

صدای تپش قلب توی اتاق پیچیده بود .

دکتر : اصرار داشت شما باید صدای قلب جوجه کوچولوش رو بشنوید.

لیلی لبخند زده بود ولی اشک هاش بند نمیومد .
نمیدونم چرا ولی چشم هام تار شد.
احتمالا داشتم گریه میکردم.
نمیدونم چرا ولی حس خوبی داشتم.

هانا : این همه سال تحملت کردم...حالا باید لیلی کوچولو ام تحمل کنم (خنده و گریه)
....
دیدگاه ها (۵)

#قرارداد_دوستانه s2p15 ویو هانا : با ظرف توت فرنگی توی دستام...

برده عمارت جئون

پارت ۴۰

#قرارداد_دوستانه s2p17هانا : چقدر گذشته بود ؟؟ پنچ دقیقه ؟؟ ...

وقتی پریود میشه part 1

فیک جونگکوک

ادامه پارت ۷۴

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

دریاچه خونین :پارت 19چویا با صدای دختر مو بنفش به خودش آمد.....

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط