#قرارداد_دوستانه s2p2
#قرارداد_دوستانه s2p2
ویو هانا :
دستم رو دور بازوش قفل کردم و آروم کشیدمش .
هانا : پاشو لیلی .
بلند شد و کمکش کردم بریم سمت در .
ویو ۲ ساعت بعد :
بیرون اتاق vip منتظر بودم تا دکتر بیرون بیاد .
تند تند قدم برمیداشتم و راهرو رو طی میکردم.
در اتاق باز شد و دکتر آروم بیرون اومد .
هانا : دکتر ، حالش چطوره .
دکتر : خوبه چیز نگران کننده ای نیست ، تشخیص من اینه که پروسه زایمان شروع شده . ۲ دوز اپیدروال بهش تزریغ کردیم که کمتر درد داشته باشه . احتمالا تا فردا بچه به دنیا میاد ولی بدون اجازه پدر ما نمیتونیم زایمان رو شروع کنیم.
هانا : ولی پدر بچه الان داخل کشور نیست نمیشه کاری کرد .؟؟
دکتر : در شرایطی که پدر بچه نباشه ، میتونیم از پدر ، مادر بچه رضایت بگیریم .
هانا : یعنی بابای خود لیلی ؟؟؟ ولی پدرش خارج از کشوره اصلا اینجا نیستن ، قرار بود بیان ولی این اتفاق خیلی یهویی افتاد .
اجازه بگیرید با همسرش تماس بگیرم .
گوشیم رو از داخل کیفم درآوردم و به کوک زنگ زدم .
هانا : سلام ، بلیط گیرتون اومد ؟؟ کجایید کوک اجازه زایمان نمیدن میفهمی برسونید خودتونو .
کوک : هانا من نمیدونم کی میتونم برسم سئول ۱۱ ساعت پروازهای و هنوز بلیط گیرمون نیومده . گوشی رو بده به دکترش .
دکتر گوشی رو از دستم گرفت و ازم دور شد .
بعد ۱۰ دقیقه برگشت و گوشی رو داد دستم .
دکتر : فکر کنم میتونیم یه وقتایی قوانین رو نقض کنیم .
ویو هانا :
دستم رو دور بازوش قفل کردم و آروم کشیدمش .
هانا : پاشو لیلی .
بلند شد و کمکش کردم بریم سمت در .
ویو ۲ ساعت بعد :
بیرون اتاق vip منتظر بودم تا دکتر بیرون بیاد .
تند تند قدم برمیداشتم و راهرو رو طی میکردم.
در اتاق باز شد و دکتر آروم بیرون اومد .
هانا : دکتر ، حالش چطوره .
دکتر : خوبه چیز نگران کننده ای نیست ، تشخیص من اینه که پروسه زایمان شروع شده . ۲ دوز اپیدروال بهش تزریغ کردیم که کمتر درد داشته باشه . احتمالا تا فردا بچه به دنیا میاد ولی بدون اجازه پدر ما نمیتونیم زایمان رو شروع کنیم.
هانا : ولی پدر بچه الان داخل کشور نیست نمیشه کاری کرد .؟؟
دکتر : در شرایطی که پدر بچه نباشه ، میتونیم از پدر ، مادر بچه رضایت بگیریم .
هانا : یعنی بابای خود لیلی ؟؟؟ ولی پدرش خارج از کشوره اصلا اینجا نیستن ، قرار بود بیان ولی این اتفاق خیلی یهویی افتاد .
اجازه بگیرید با همسرش تماس بگیرم .
گوشیم رو از داخل کیفم درآوردم و به کوک زنگ زدم .
هانا : سلام ، بلیط گیرتون اومد ؟؟ کجایید کوک اجازه زایمان نمیدن میفهمی برسونید خودتونو .
کوک : هانا من نمیدونم کی میتونم برسم سئول ۱۱ ساعت پروازهای و هنوز بلیط گیرمون نیومده . گوشی رو بده به دکترش .
دکتر گوشی رو از دستم گرفت و ازم دور شد .
بعد ۱۰ دقیقه برگشت و گوشی رو داد دستم .
دکتر : فکر کنم میتونیم یه وقتایی قوانین رو نقض کنیم .
- ۳۳۷
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط