{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولين کتاب زندگيمون.....

اولين کتاب زندگيمون.....
من که هنوز صداي هم کلاسيام،معلمام،ناظم،مدير.....تو گوشمه....
چه خوش بوديم،بدونه هيچ بهونه اي،نه استرس مي دونستيم چيه،نه مشکلات مدونستيم،نه دل شکستن بلد بوديم،واي که چقدر زود بزرگ شديم......
دیدگاه ها (۶)

پشت نگاه سردت — پارت ۱۲ویو مدیرمدیر فیلم رو دید و چند دقیقه ...

دمون اسلیرپارت ششم♡ذهن میوکی (پسر کیمونای گلبهی: چه خانواده ...

پارت ۱۱ روز بعد، از صبح مشغول مرتب کردن خونه بودم.پسرخاله‌ام...

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

چند پارتی

پارت دوازدهم | راهی ویلاپارک لارامهمونی کم‌کم داشت تموم می‌ش...

#یعنی-واقیعت -داره-یا رویاست؟P1ساعت ۲:۲۸دقیقه شب از زبان نوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط