{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یـادمـه اون زمون کـلاس سـوم ابـتـدایـی بـودم سـر زنـگ فـا

یـادمـه اون زمون کـلاس سـوم ابـتـدایـی بـودم سـر زنـگ فـارسی، مـعـلـم اومد سر کـلاس خـعـلی مـحـتـرمانه و با صـدای خالـه نرگـس بـلـنـد گفت(حالت شـعری):
بـچـه‌ها کـتـابـها را بـگـشـایـیـد...

ما هـم هـمـه با هـم کـتـابارو باز کردیم و یکصدا بـا شـعر گفـتـیـم : گــشـادیـم گــشادیـم
دیدگاه ها (۳)

ﮐﻼﺱ ﻣﺎ ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﺭﻩ ﯾﮑﯽ ﺁﺧﺮ ﮐﻼﺱ ﯾﮑﯽ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺨﺘﻪﯾﻪ ...

بعضیا همچین اسم پروفایلشونو تزئین میکنن انگار عروسی منه... :...

ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻳﻪ ﺳﻮاﻝ ﺩاﺷﺘﻢﺧﺮﻳﺪ ﻣﻮﺩﻡ ﻭاﻳﺮﻟﺲ,ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ ﺩاﻣﺎﺩﻩ ﻳﺎ ﻋﺮ...

اگه رفتید مدرسه بیاید تعریف کنید چه جوری گذشتت✨🤧 به من که ام...

پارت چهارم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتهمراه جیا وارد کلاس شدیم و...

پارت ۱۴ روز بعد...از همان لحظه‌ای که آریانا وارد مدرسه شد، ذ...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

پارت دو: وییوی جیسونگ:مثل همیشه وارد کلاس شدم هر چی نشستم جه...

ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ܥ‌‌ܝ‌ܥ‌‌ࡅ߭ߊ‌ܭ ¹Pبازم دیر رسیدم به دبیرستان خوبه حقیقت...

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

چند پارتی جونگ کوک

پارت نوزدهم [فصل اول] | آغاز پروژه‌ی گروهی 📚✨یک هفته بعد...ص...

رمان(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط