{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرف تازه ای نیست ....

حرف تازه ای نیست ....

جز آنکه دلم شکسته است

در تمام آینه ها تصویر من ترک خورده است ....

سکوت تازه ای نیست ...

من همان لبهای ساکت را به اختیار د ارم ....

در انتظار شکستن سکوت به سر میبرم

اشک تازه ای نمی چکد از گونه های تر من ....

همان اشکهایی که با حسرت می شویند چشمان مرا.....

چشمان خیس من می غرند از دست غصه ها

قلب آزمند من دیگر تپش تازه ای ند ارد ....

قلب من مدتی است سکوت اختیار کرده است ....
دیدگاه ها (۳)

خدایا قلب من غمگینه امشبدلم چون لاله خونینه امشبنمی دونم چرا...

خدایا از آسمان ابریت غمگینماز زمینت دلگیرماز سکوت شبت هراس...

خــــدا فراموشی را آفریـد تا غیر از او را فرامـــــــــوش کن...

خدایا

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۱۵: چیزی که از تاج هم باارزش‌ترهاتاق هنوز ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹²صبح روز بعد...اولین پرتوهای خورشید...

فصل دومپارت اول | آخرین سال، آخرین شبچند ماه گذشت...بعد از م...

p21

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

تکاپو پارت 102: چرا نمیتونم حلش کنم؟... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دیمیتریوس ...

وارث ماه خاموش

بچها ببخشید من همه ی اینارو کپی کردم و الان که میخواستم پارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط