رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومدآمپولمو بزنه، معلوم بو
رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومدآمپولمو بزنه، معلوم بودتازه کاره!!
همیجورکه سورنگو گرفته بود، لرزون لرزون اومدسمتم وگفت:
"بسم الله الرحمن الرحیم "
ازترس گفتم :"اشهدان لا اله الاالله" انقدخندیدکه نتونست آمپول بزنه.
بازم خداروشکریکی دیگه اومدزد!
همیجورکه سورنگو گرفته بود، لرزون لرزون اومدسمتم وگفت:
"بسم الله الرحمن الرحیم "
ازترس گفتم :"اشهدان لا اله الاالله" انقدخندیدکه نتونست آمپول بزنه.
بازم خداروشکریکی دیگه اومدزد!
- ۱.۲k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط