{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومدآمپولمو بزنه، معلوم بو

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومدآمپولمو بزنه، معلوم بودتازه کاره!!
همیجورکه سورنگو گرفته بود، لرزون لرزون اومدسمتم وگفت:
"بسم الله الرحمن الرحیم "
ازترس گفتم :"اشهدان لا اله الاالله" انقدخندیدکه نتونست آمپول بزنه.
بازم خداروشکریکی دیگه اومدزد!
دیدگاه ها (۴)

بسم الله الرحمن الرحیمصحیفه سجادیه قسمت دوم :(فراز 5)- اللّ...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود ت...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود ...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود ت...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود ت...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود ...

رفته بودم آمپول بزنم، يه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود ت...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود ...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود ...

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط