{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز میرسد..

یک روز میرسد..
یک ملافه ی سفید پایان میدهد..
به من..
به شیطنت هایم..
به بازیگوشی هایم..
به خنده های بلندم..
روزی که همه با دیدن عکسم بغض میکنند و میگویند:
دیوانه، دلمان برای مسخره بازی هایت تنگ شده…!
دیدگاه ها (۲)

به خداحافظی ِ تلخ ِ تو سوگند نشدهرچه کردم که کنم ترک ِ توسوگ...

گاهی عکسی را میسوزانیم.... گاهی عکس ما را میسوزاند... گاهی ب...

✘امشبــ یه جـور ناجـورے دلـم گرفته ✘یه جـورے که انگـار هیچچ...

روزی می‌رسد؛که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من...به شیطن...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤گاهی بعضی آدم‌ها بدون اینکه بد...

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

اگه برات مهمه تا اخر بخون

پارت ۱: خنده‌هایی که در باد گم شدندخورشیدِ عصر، رنگِ طلاییِ ...

فیک : بین راندها

پارت ۱۱ روز بعد، از صبح مشغول مرتب کردن خونه بودم.پسرخاله‌ام...

فصل دومپارت دوازدهم | شروع یک عشق واقعیبعد از آن شب...همه‌چی...

🧁 پارت بیستم | نقشه‌ای برای یک سورپرایزسه ماه از روزی که لیا...

پارت آخر | پایانی که ادامه دارد:) چند ماه بعد...بالاخره روزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط