{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمردی هر روزتومحله

پیرمردی هر روزتومحله
پسرکی روباپای برهنه می دید
که باتوپ پلاستیکی فوتبال بازی میکرد؛
روزی رفت ویه کفش کتونی نو
خرید و اومد به پسرک گفت:
بیااین کفشا رو بپوش.پسرک کفشا رو پوشیدوخوشحال رو به پیرمردکردوگفت:
شما خدایید؟
پیرمردلبش را گزید وگفت نه پسرجان.
پسرک گفت:پس دوست خدایی،
چون من دیشب فقط به خدا گفتم کفش ندارم

"دوست خدا بودن سخت نيست"

♡تقـــدیـــمــ بـــه
دوســـت خـــــــــدا♡
دیدگاه ها (۱۳)

*تقــــدیـــم بـه همــهمـــــــادران عزیــــزخصوصـــآ مــادر...

ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺻﺒﺢ ﺷﺪ..ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ: ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺮﺍ ﻻﯾﻖ ﺣﯿﺎﺕﺩﺍ...

ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ : ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺑﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺭﻓﺖ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻣﻌﻠﻢ ﮐﻼﺳ...

سفارش پیامبر(ص)به حضرت فاطمه(س) هنگام خوابیدن:مخواب مگر اینک...

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ...

' پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با ت...

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ...

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ...

???? پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که ب...

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ...

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ...

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ...

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ...

پیرمردی هر روز تومحله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط